سومین همایش ملی سهروردی با موضوع اخلاق کاربردی آبان 1391 دانشگاه زنجان

نوشته شده توسط دکتر حسین اترک on . Posted in گذشته

سومین همایش ملی سهروردی با موضوع اخلاق کاربردی

آبان 1391 دانشگاه زنجان

چکیده مقالات همایشpdf

 چكيده مقالات

سومین همایش بزرگداشت سهروردی

با موضوع

« اخلاق کاربردی»

دانشگاه زنجان

دانشکده علوم انسانی

گروه فلسفه

 با همکاری

مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی و اداره کل ارشاد اسلامی استان زنجان


دبیر علمی همایش: دکتر حسین اترک

دبیر اجرایی همایش: دکتر حسن فتح زاده

کمیته علمی: دکتر حسین اترک، دکتر سحر کاوندی، دکتر محسن جاهد، دکتر حسن فتح زاده، دکتر طاهره کمالی زاده، دکتر جواد صالحی، دکتر مریم خوشدل روحانی، دکتر امیر مؤمنی

فهرست مطالب

مقدمه. 17

بخش اول: معناشناسی

اخلاق کاربردی، معنا و مفهوم. 20

دکتر حسین اترک

واکاوی « پروفشن واقعی» از  « پروفشن‌نما» و « پروفشن دولتی». 22

دکتر داریوش فرهود

بخش دوم: اخلاق پزشکی

مقایسة میدانی شاخص‌های محوری اخلاق پزشکی در جوامع غربی و ایران.. 24

دکتر سام ارانی و شبنم گلزار مشکی

مطالعه چالش‌های اخلاقی و فقهی دارونمایی(پلاسیبو)26

دکتر علی تولّائی، حمیده افلاطونی، زینب یوسفی راد

شبیه سازی انسانی، واکنشها و  پیآمدهای اخلاقی آن.. 28

غلامحسین توکلی، سنا جوانمردی

بررسي پيوند اعضا از نظر اخلاقي در کتاب و سنت.. 30

محمود علی مددی

لزوم تشکیل کمیته‌های اخلاقی در بیمارستان‌ها31

زهرا ترابی اصل

راستگویی به بیمار32

رقیه غفاری

بخش سوم: اخلاق محیط زیست

وظایف انسان در قبال محیط زیست از منظر قرآن.. 37

دکتر حسین اترک

اخلاق زیست محیطی، ضرورتی برای حیات بشری.. 39

دکتر سحر کاوندی

اخلاق و حيوانات: نقد و بررسي انديشههاي تام ريگان.. 40

دکتر محسن جاهد

اخلاق در مزرعه: تأملی بر اخلاق کشاورزی.. 42

دکتر محمد اصغری

«تسخير طبيعت» در قرآن و «تغيير طبيعت» در دنياي مدرن.. 44

مهدي کفائي و مصطفي تقوي

حکمت متعالیه و فلسفه اخلاق محیط زیست.. 46

علی پیری

رویکرد جغرافیایی به اخلاق محیط زیست 48

غلام حسن جعفری و نرجس شرفی

نهادینه کردن فرهنگ بازیافت پسماندهای الکترونیک  با رویکردی اخلاقی.. 50

امین رحمتعلی خزاعی

رويكردي انتقادي به جايگاه اخلاقي حيوانات در نظام فكري دكارت.. 52

دکتر سيد مصطفي شهرآييني، عزيزه زيرك باروقي

نگاهی سیستمیک به اخلاق پایداری در کشاورزی.. 53

دکتر اسماعیل کرمی دهکردی

بخش چهارم: اخلاق و سیاست

کیخسروی شاهنامه، برتر نمونۀهمراهیِ فرّۀکیانیو اخلاق سیاسی.. 56

دکتر فریده وجدانی

نسبت میان اخلاق و سیاست اسپینوزایی.. 57

دکتر سید مصطفی شهرآیینی، محمدسینا میرزایی

اخلاق حاکمان سیاسی در نهج البلاغه. 58

محمد رسولی

بررسی اخلاق شهروندی در نزد کانت.. 60

سید مسعود آریادوست

بخش پنجم: اخلاق و حقوق

تمایزهای بنیادین مسئولیت اخلاقی و حقوقی در حوزه ضمان قهری.. 64

دکتر سعید بیگدلی

تغییر پذیری مفاهیم اخلاقی در حوزه حقوق، به تبعیت از نیازها و تحولات اجتماعی.. 66

دکتر سعید بیگدلی

ارزيابي منطقي جايگاه اصول اعلاميه‌ي حقوق بشر در حقوق و اخلاق.. 68

داريوش [سعید] درويشي

بخش ششم: اخلاق و هنر

نمود اندیشههای اخلاقی در ساختار فضایی خانههای سنتی ایران.. 72

محمد باقر ولیزاده اوغانی، اکبر ولی زاده اوغانی

مبانی انسان شناسی اخلاق حرفه‌ای  و آداب معنوی در هنر اسلامی.. 74

مهرداد آقاشریفیان اصفهانی

رویکرد اخلاقی به بحث لذت گرایی در هنر  از دیدگاه فلاسفه اسلامی.. 76

نعیمه انزابی

زیبایی شناسی و مسؤولیت اخلاقی در ادبیات پسانوگرا78

دکتر رباب خسروی

بخش هفتم: اخلاق تربیت

نقش محبّت در زندگی اخلاقی از منظر حکمت متعالیه. 82

دکتر مرتضی شجاری

اخلاق تربیت از منظر سهروردی.. 84

حسن محمد امین زاده، لیلا محمد امین زاده

تعلیم و تربیت اخلاقی و سنجش نظریات اخلاقی.. 86

دکتر مهدی اخوان، سید محسن اسلامی

راهکارهای روانشناختی آموزش رفتاراخلاقی.. 88

نسیم سهیلی، دکتر جواد صالحی

بررسی مفهوم شناختی تربیت اخلاقی.. 90

دکتر محمود کاظمی، دکتر بهرام بهرامی

رفتار امدادی: نتیجۀ استدلال منطقی یا هیجان؟. 92

دکتر جواد صالحی، نسیم سهیلی، دکتر غلامحسین انتصار فومنی

بررسی فرایند رشد اخلاقی از منظرتحول شناختی.. 94

ناهید کریمی، دکتر محمود کاظمی، سکینه آقایاری، سیده زهرا مداح کرانی

مکانیزم های روانشناختی رشد اخلاق.. 96

دکتر جواد صالحی، نسیم سهیلی

ظرایفی از ادب شاگردی در داستان موسی(ع) و خضر پیامبر. 97

دکتر مریم خوشدل روحانی

بررسي تطبیقی تربیت اخلاقی از ديدگاه ارسطو و ابن سينا99

اسماعیل خارستانی، فاطمه سیفی، کاظم منافی شرف آباد

آسیب شناسی نظریات علامه مجلسی اول در باب تعلیم و تعلم. 101

مریم خوشدل روحانی

بخش هشتم:اخلاق پژوهش

بررسی اخلاقی «جعل پیشینه» در پژوهش... 104

سید زین العابدین صفوی

پژوهش در پرتو اخلاق: با تاكيد بر علوم انساني.. 106

الياس بيگدلی، طاهره الهی

بخش نهم: اخلاق حرفه‌ای

اخلاق صنفی و کاربردی در نهج البلاغه. 110

دکتر سعید رحیمیان

اخلاق حرفه‌اي، كاتاليزوري در فرآيند مشاوره111

الياس بيگدلي،دکتر طاهره الهي

عوامل جامعه شناختی  رعایت اخلاق حرفه‌ای بین کارگران.. 113

دکتر داود عبدالهی، علی اطهر غفاری

اولویت بندی شاخص‌های اخلاقی در سازمانها  با استفاده از مدل دایره اخلاق.. 115

دکتر رضا پیرایش

تاثیر هوش اخلاقی در سازمان ها117

دکتر ملیکه بهشتی فر، رضوان محمدرفیعی

اصول اخلاقي در نام و نشان تجاري.. 119

دکتر حسين عظيمي، حميد نورعلي‌دخت

فلسفه اخلاق سازماني و تصميم‌گيري‌ اخلاقي در سازمان‌ها120

دکتر حسين عظيمي، حميد نورعلي‌دخت، آمنه جليلوند

رویکردهای اخلاق حرفه‌ای در کتابداران.. 122

علی رنجبر، رضا تاج آ بادی، محمد جمال باقری، سمیه شعبانی

عوامل و زمینه های رشد اخلاق کار  از دیدگاه امام علی(علیه السلام)124

محمد علی مشایخی پور، دکتر عبدالهادی فقهی زاده

بخش دهم: اخلاق و موضوعات دیگر

بحثی در ارتباط بین حوزه اخلاق و کارکردهای شناختی ذهن انسان.. 127

دکتر منوچهر ذاکر

اخلاق مجازی یا فضای مجازی اخلاقی؟. 129

خدیجه حسن بیگ زاده

توسعه پايدار در جامعه مصرف گرا130

مهدي دادگري علمداري، مصطفي تقوي

ترجیح اخلاقیِ کالای تولید داخل  بحثی در اخلاق مصرف.. 131

سید محسن اسلامی

انرژی اتمی و بایسته های اخلاقی آن.. 133

میثم امانی

توصیفات غیر اخلاقی در سه اثر  اخلاقی غزالی در مبحث زنان.. 135

دکتر فروغ رحیم پور

افسانه‌ اخلاق.. 137

دکتر محسن طلایی ماهانی

نظام همسایگی بمثابه  یک سازمان اخلاق در قرآن و حدیث.. 139

دکتر یوسف فتحی

واکاوی تطبیقی مراقبه در حکمت متعالیه و علم اخلاق.. 141

غلامرضا رمضانی پور

هرم اخلاقی مولانا143

دکتر حمیدرضا محمدی

اخلاق وکرامت انسان در قرآن وروایات.. 144

محمد حسین مردانی نوکنده

لزوم توجه به موصوف عدالت در تعریف عدالت.. 145

مژگان محمدی

 

مقدمه

اخلاق كاربردي، یکی از شاخه‌های فلسفه اخلاق است که به بحث و بررسی عقلی در مورد معضلات و مسائل اخلاقی در یک حوزه و رشته خاص می‌پردازد. فلسفه اخلاق به دو بخش فرا اخلاق و اخلاق هنجاری تقسیم می‌شود که اخلاق هنجاری خود به دو بخش نظریه‌ا‌های اخلاقی و اخلاقی کاربردی تقسیم می‌شود. نظریه‌های اخلاقی در صدد ارائه معیارهای کلی درستی و نادرستی اعمال و تعیین بایدها و نبایدها به طور عام هستند. ولی اخلاق کاربردی، این نظریه‌های کلی را در حوزه خاصی به کار می‌بندد تا معضلات و مشکلات اخلاقی موجود در آن حوزه را حل و فصل کند. اخلاق كاربردي حوزه گسترده‌اي از علوم و فنون مانند: سياست، اقتصاد، تجارت، پزشكي، آموزش، پژوهش، كامپيوتر، مهندسي، محيط زيست، حقوق حيوانات، ...  را شامل مي‌شود. با توجه به عنوان اخلاق کاربردی،‌ شكي نيست كه اين علم، از جمله كاربردي‌ترين شاخه‌هاي علوم انساني است كه اهميت فراواني  داشته و بذل توجه بيشتري را از سوي پژوهشگران، ‌اساتيد، دانشجويان و جوامع علمي مي‌طلبد. به همين دلیل، دانشگاه زنجان،‌ به همت اعضاي گروه فلسفه و مسئولان دانشگاه، پس از آنکه دومین همایش ملی سهروردی را با موضوع «نظریه‌های اخلاقی» در آبان 1390 برگزار کرد، سومين كنگره ملي سالانه خود را كه به نام فيلسوف بزرگ زنجان، «شيخ شهاب الدين سهروردي» مزين است، به موضوع «اخلاق کاربردی  اختصاص داد. با اين هدف كه مشکلات و معضلات اخلاقی در حوزه‌های مختلف علوم و فنون را به بحث و بررسي علمي اساتيد،‌ محققان و پژوهشگران قرار دهد و پاسخ‌های درست و کافی به آن مسائل بدهد.

مقالات رسيده به دبيرخانه همايش پس از ارزيابي علمي و گزينش از سوي داوران محترم، در بخش‌های معناشناسی، اخلاق پزشکی، اخلاق محیط زیست، اخلاق تربیت، اخلاق و سیاست، اخلاق و هنر، اخلاق حرفه‌ای، اخلاق و موضوعات متفرقه تنظیم شده است.

بدين وسيله از كليه پژوهشگران، اساتيد و دانشجويان محترم كه با ارسال مقالات خود به دبيرخانه همايش، باعث رونق آن گرديدند و همچنين از رياست محترم دانشگاه جناب آقاي دکتر محسن افشارچي كه مشوق و حامي برگزاري همايش‌هاي علمي در این دانشگاه هستند و نیز از رياست محترم دانشكده علوم انساني،‌ جناب آقاي دكتر بيگدلي، معاونت پژوهشي دانشكده علوم انساني، جناب آقاي دكتر محسن جاهد، دبير اجرايي همايش، خانم دكتر روحاني، مدير محترم گروه فلسفه، خانم دكتر كاوندي و كليه اعضاي محترم گروه، همكاران اجرايي و دانشجويان فلسفه كه در برگزاري هر چه بهتر اين همايش ما را ياري دادند كمال تشكر و قدرداني را مي‌كنيم.

 دبير علمي همايش، دكتر حسين اترك

 


بخش اول:  معناشناسی

اخلاق کاربردی، معنا و مفهوم

دکتر حسین اترک[1]

اخلاق، اخلاق کاربردی و اخلاق حرفه‌ای سه اصطلاحی است که به علت نزدیکی معنای آنها اغلب، به اشتباه به جای یکدیگر بکار می‌روند و تفاوت آنها مغفول می‌ماند. علم اخلاق، که اغلب با حذف کلمه «علم» از ابتدای آن به طور مطلق بکار می‌رود، علمی است که با شناساندن صفات نیک و بد و اعمال درست و نادرست اخلاقی، انسان‌ها را به کسب صفات نیک و انجام اعمال درست توصیه می‌کند و راه‌کارهای عملی این مهم را بیان می‌کند. لذا علم اخلاق، علم بایدها و نبایدها و علم چگونه زیستن و چگونه عمل کردن است. شأن علم اخلاق، توصیف و توصیه است. اما فلسفه اخلاق، که شاخه‌ای از فلسفه است، شأن تحلیلی و فلسفی دارد؛ فلسفه اخلاق، به تفکر و تحلیل عقلی در مورد موضوعی به نام «اخلاق» می‌پردازد. مسائل فلسفه اخلاق، به دو حوزه فرا اخلاق و اخلاق هنجاری تقسیم می‌شود که اخلاق هنجاری به دو بخش نظریه‌های اخلاق و اخلاق کاربردی تقسیم می‌شود. نظریه‌های اخلاقی در صدد ارائه معیارها و قواعد کلی درستی و نادرستی اعمال هستند. این معیارهای کلی، با بکار بسته شدن در یک حوزه خاص و جزئی، اخلاق کاربردی را ایجاد می‌کنند. بنابراین، اخلاق کاربردی، علمی است که با بکار بستن نظریه‌های اخلاقی در یک حوزه خاص و جزئی مانند: پزشکی، محیط زیست، تجارت، هنر، جامعه و حکومت، اطلاعات و فناوری... در صدد حل مشکلات و معضلات اخلاق آن حوزه است. نکته مهم در تعریف اخلاق کاربردی، توجه به شأن تحلیلی و فلسفی بودن آن و همچنین، معضل و مشکل اخلاقی بودن مسائل آن است به طوری که به سادگی جواب روشن و واضحی نمی‌توان به آنها داد و عمدتاً مسائل دو وجهی و سیاه و سفید هستند که هر دو طرف آن دارای استدلال‌ است. اخلاق کاربردی شاخه‌های متعددی چون اخلاق پزشکی، اخلاق مهندسی، اخلاق بازرگانی، اخلاق حکومتی، اخلاق زیستی، اخلاق کامپیوتر، اخلاق محیط زیست، اخلاق تعلیم و تربیت و ... دارد که به حل معضلات اخلاقی این حوزه‌ها می‌پردازد. اصطلاح دیگر که توضیح آن لازم است، اخلاق حرفه‌ای است. اخلاق حرفه‌ای به بیان الزامات و وظایف اخلاقی یک حرفه و شغل خاص مانند معلمی، پزشکی، مدیریت، تجارت و ... می‌پردازد؛ اخلاق حرفه‌ای، مجموعه استانداردها و قواعدی است که بر نحوه رفتار اعضای یک حرفه حاکم است. بنابراین، اخلاق حرفه‌ای را باید جزئی از علم اخلاق دانست؛ برخی از الزامات اخلاقی عام و کلی هستند که متعلق به همه انسان‌ها است و برخی مختص به انسان‌های خاص در یک حرفه و شغل خاص. اگر در اخلاق حرفه‌ای، مسأله و معضل اخلاقی وجود داشته باشد که نیازمند تحلیل و تفکر فلسفی باشد، جزء مسائل اخلاق کاربردی خواهد بود. بنابراین، اخلاق مدیران، اخلاق روحانیت، اخلاق پزشکان، اخلاق دانشجویان،اخلاق حاکمان و دولتمردان و این قسم تعابیرهمه از انواع اخلاق حرفه‌ای خواهند بود نه اخلاق کاربردی.

˜واژگان کلیدی:اخلاق، فلسفه اخلاق، اخلاق کاربردی، اخلاق حرفه‌ای.

 

واکاوی « پروفشن واقعی» از « پروفشن­نما» و « پروفشن دولتی»

دکتر داریوش فرهود[2]

هر چند واژه پروفشن به طور عام برابر حرفه و شغل قرار داده می‌شود، ولی در واقع پروفشن‌ها به حرفه‌های دانش بنیاد، همراه با تعهدنامه (سوگندنامه) و اصول و ملاحظات اخلاقی شدید و سنگین، گفته می‌شود. اعضاء پروفشن‌ها، افرادی هستند که به یک خدمت خیرعالی (شغل شریف) پرداخته و در برابر سازمان آموزش دهنده و تربیت کننده حرفه‌ای خود و نیز در برابر جامعه‌ای که خدمات ایشان را شریف و ارجمند به شمار می‌آورد، بر اساس آیین‌نامه داخلی یا «کداتیکز» آن پروفشن، متعهد و پاسخگو خواهند بود. افتراق پروفشن‌های واقعی، از پروفشن‌نماها و پروفشن‌های دولتی بر اساس تفاوت‌های تعریف شده در هر سه مورد بسیار مهم و ضروری است که در این نوشتار، به آن پرداخته شده است.

˜واژگان کلیدی:پروفشن واقعی، پروفشن­نما، پروفشن دولتی.

 
 

بخش دوم:  اخلاق پزشکی

مقایسة میدانی شاخص‌های محوری اخلاق پزشکی در جوامع غربی و ایران

دکتر سام ارانی[3]،شبنم گلزار مشکی[4]

حرفه پزشکی همواره از تقدس و جایگاهی ویژه در بین ادیان و جوامع انسانی برخوردار بوده است . در زمانی نه چندان دور ، پزشک را حکیم خطاب می‌کردند که اگر به دلیل آن توجه کنیم ، علت تقدس این حرفه مشخص می‌گردد. در گذشته یک حکیم باشی از امکانات ابتدایی تشخیصی و آزمایشگاهی برخوردار نبود؛ اما بسیاری از مشکلات درمانی جامعه خود را حل می‌کرد. راز این موضوع ، در حکیم بودن وی بود. افرادی چون حکیم بوعلی سینا ، به واسطه حکمتی که از عبادت ، تفکر و خضوع، سرچشمه می‌گرفت، به حل مشکلات درمانی می‌پرداختند که از محور بودن اخلاق و امور معنوی در این حرفه حکایت می‌کند.  در سال‌های اخیر، پژوهش‌های بسیاری درباره اخلاق پزشکی صورت گرفته که در این میان، شاخص‌های مهم اخلاق پزشکی از دیدگاه بیماران ، آن هم در جوامع غربی و شرقی، کمتر مورد توجه واقع شده است. این پژوهش، به بررسی این موضوع می‌پردازد. این پژوهش به روش مقطعی، در سال‌های 1390 و 1391 شمسی (2012 میلادی)، در شهرهای تهران، اصفهان و اهواز (ایران) و لندن (انگلستان)، پاریس (فرانسه) و ژنو (سوئیس)، صورت گرفته است. در هر شهر، چهار بیمارستان به صورت تصادفی انتخاب گردیدند. از هر بیمارستان نیز تعداد 50 نفر از بیماران بستری در بخش‌های مختلف، به صورت تصادفی و با رعایت تساوی جنسیتی، مورد مصاحبة شخص به شخص، در مورد یازده شاخص مهم اخلاق پزشکی که با پژوهش‌های متعدد میدانی ، استخراج گردیده بودند، قرار گرفتند. در شهرهای تهران، اصفهان و اهواز، بیماران اولویت مهم‌ترین شاخص‌های اخلاق پزشکی را بدین گونه انتخاب کردند: ایمان به خدا ( 5/68 درصد)، اخلاق نیکو ( 3/31 درصد) ، عدم مادی‌گرایی ( 45/30 درصد)، وجدان کاری ( 16/30 درصد) ، رقت قلب و دلسوزی ( 73/25 درصد) ، تلاش در به روز بودن دانش پزشکی ( 19/24 درصد )، تجربه کاری ( 87/23 درصد)، صبر در برخورد با بیمار ( 16/20 درصد)، دقت عمل در کار ( 75/18 درصد)، وقت‌شناسی(22/17 درصد) و حفظ اسرار بیمار (73/15 درصد). اما در شهرهای لندن، پاریس و ژنو ، بیماران اولویت مهم‌ترین شاخص‌های اخلاق پزشکی را ، بدین گونه انتخاب کردند . تجربه کاری ( 58/70 درصد)،  تلاش در به روز بودن دانش پزشکی (03/38 درصد ) ، دقت عمل در کار (89/25 درصد)، حفظ اسرار بیمار (65/24 درصد)، وقت شناسی (02/21 درصد)، وجدان کاری (96/19 درصد) ، صبر در برخورد با بیمار (56/10 درصد)، رقت قلب و دلسوزی (38/7 درصد) ، اخلاق نیکو (12/4 درصد) ، عدم مادی‌گرایی (02/4 درصد) و ایمان به خدا (98/3 درصد).

یافته‌های به دست آمده نشان می‌دهد که اختلاف دیدگاه جوامع غربی و ایران در اصول اخلاق پزشکی ، بسیار عمیق و ریشه‌ای است . "انسان محوری"، "عقل گرایی" و "علم سالاری" ، از مبانی اخلاق پزشکی در غرب است. در حالی که  در اندیش جامعه ایرانی، "خدا محوری"، "اخلاق گرایی" و "خدمت رسانی"، از ارکان پایه، محسوب می‌شوند. تضادی که در تمامی پایه‌های اندیش ایرانی و غرب، به چشم می‌خورد.

˜ واژگان کلیدی:اخلاق پزشکی ، اندیش غربی ، اندیش ایرانی .


 

مطالعه چالش‌های اخلاقی و فقهی دارونمایی (پلاسیبو)

دکتر علی تولّائی[5]،حمیده افلاطونی[6]،زینب یوسفی راد[7]

استفاده از دارونما (placebo)، نوعی روش درمانی است که در آن به جای دارو، ماده­ای فاقد ضرر، همانند ترکیب آب و شکر یا تزريق مايع نمكى داخل رگ، به بیمار تجویز می‌شود که در واقع تأثیری بر فیزیولوژی بدن بیمار و سلامت وی ندارد، اما این واقعیت به او گفته نمی‌شود، بلکه بیمار گمان می­کند که توسط داروتحت درمان است. متخصصان در حوزه روانشناسی و علوم تجربی بر این باورند کهادراک بیمار و باور وی به دارو، سهم مهمی در بهبود حالش دارد. از منظر اخلاق، مطابق نظر نتیجه گرایان و به طور خاص سودگرایان اگر استفاده از دارونما به بهبود بیمار کمک کند، درست و اخلاقی است. اما وظیفه گرایان، بر طبق سوگندنامه بقراط و نیز بر پایه لزوم رعایت اصل صداقت بین پزشک و بیمار، استفاده از دارونما را بر خلاف اصول اخلاقی می­دانند.از نظر فقهی نیز استفاده از روش دارونمایی در دو سطح قابل بحث است:

الف. جنبه درمانی؛ در این حالت بر فرض عدم وجود داروهای واقعی، استفاده از دارونما که فاقد خطر است، هر چند به منظور تلقین، بی اشکال است.

ب. جنبه آزمایش و پژوهش؛ گاه استفاده از دارونما نه برای درمان بلکه به منظور آزمایشات پزشکی است؛ کشف داروها و روش­های جدید درمان و یا حتی کاهش هزینه‌های درمان، زمینه‌ای است که محققان را به سمت استفاده از روش دارونمایی سوق می‌دهد و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا از نظر اخلاقی و فقهی استفاده از چنین روشی، پسندیده و جایز است؟

˜واژگان کلیدی:پلاسیبو، اخلاق، رضایت بیمار، منفعت پزشکی.



 

شبیه سازی انسانی، واکنش‌ها و پی‌آمدهای اخلاقی آن

غلامحسین توکلی[8]، سنا جوانمردی[9]

انتشار خبر تولد نخستین انسان شبیه سازی شده، از جمله مسائل جدید پزشکی مطرح شده در جهان است که بسیاری از اندیشمندان ادیان الهی و دانشمندان علوم مختلف به آن واکنش نشان داده و در رابطه با آن اظهارنظر کرده­اند. به طور خلاصه شبیه سازی عبارت است از تولید موجودی مشابه نسخه اصلی به روشی غیر جنسی. امروزه بحث از شبيه سازي در کانون توجه صاحب نظران عرصه­هاي گوناگون قرار دارد. مخالفان به کار بستن اين تکنيک، دلايلي بر ضد آن اقامه مي­کنند. برخي از اين دلايل کلامي، پاره­اي فقهي و برخي اجتماعي­اند. اما کساني با نگاه اخلاقي بر آن شده­اند تا شبيه سازي انساني را از منظر اخلاقي نقد کنند. با رويکرد اخلاقي عمدتاً شش دليل بر ضد شبيه سازي اقامه شده است: يک. مخاطرات امنیتی و سوء استفاده از انسان­های شبیه سازی شده، دو. بی­توجهی به رفاه و ابعاد انسانی زندگی فرد شبیه سازی شده، سه. بی­هویتی فرد شبیه سازی شده، چهار. نقض کرامت ذاتي انسان، پنج. وديعه بودن جسم انسان و شش. نابودي جنين­هاي ناخواسته.از سوی دیگر نیز طرفداران این پدیده در پاسخ به مخالفان دلایلی اقامه نموده­اند که در طول این نوشتار به تفصیل بیان شده است. این که شبیه سازی چیست و چه مسائلی پیرامون آن مطرح است و چه اقداماتی در سطح جهان و مجامع بین‌المللی در واکنش به آن انجام شده است همه از نکاتی هستند که نوشتار حاضر به بررسی آن‌ها خواهد پرداخت.

˜واژگان کلیدی:شبیه سازی انسانی، اخلاق پزشکی، مخالفان و موافقان.

بررسي پيوند اعضا از نظر اخلاقي در کتاب و سنت

محمود علی مددی[10]

يکي از مهم‌ترین مباحث مطرح در اخلاق پزشکي پيوند اعضا است. گاه عضوی از بدن شخص، بر اثر حوادث يا بيماري از بين می‌رود و به هيچ عنوان قابل درمان نيست و تنها راه نجات بیمار، پيوند عضو ديگري به او است. در اين مقاله در صدد اين هستيم تا با بررسي موضوع پيوند اعضا از نظر اخلاقي بپردازيم و ادله موافقين و مخالفين را بررسي و در نهايت نظريه مورد قبول را در اين باب ارائه نماييم. از جمله ادله مخالفين  ضرر رساندن به بدن انسان دیگر و تغيير در خلقت محسوب شدن عمل تبتيک (بريدن)  است که طبق آيات و رويات تغيير در خلقت خداوند از اعمال شيطان شمرده شده است. اين ادله را مي توان چنین پاسخ داد: اولاً اگر امر مهم‌تري از ضرر رساندن به دیگران در میان باشد . اضرار به غیر برای نجات جان او باشد، قاعده ضرر در آنجا جاری نمی‌شود؛ ثانیاً پيوند اعضاء، تبتيک و قطع عضو محسوب نمی‌شود و عمل شيطاني نيست. در پايان اشاره اي به دلايل جواز خواهيم داشت و بحث ايثار و احياي انسان را به عنوان تاييد در پيوند خواهيم گفت.

˜واژگان کلیدی:اخلاق پزشکي، پيوند اعضا، بریدن، موافقان و مخالفان.


 

 

لزوم تشکیل کمیته‌های اخلاقی در بیمارستان‌ها

زهرا ترابی اصل[11]

آیا پزشک خود به تنهایی و صرفاً با استفاده از اطلاعات پزشکی می­تواند در  موقعیتهای خاص  تصمیم بگیرد؟ ویا اینکه بایستی گروه ها و کمیته هایی از مشاوران اخلاقی در بیمارستان ها تشکیل شود؟ در زمینۀ اخلاق بالینی سؤالات بسیاری وجود دارد،مانند اینکه آیا دادن آب و غذا به بیمار به صورت مصنوعی نوعی درمان محسوب می­شود؟ دربارۀ پایان حیات فردی که قبلاً قدرت تصمیم گیری داشته ولی اکنون فاقد آن است،و سؤالاتی دربارۀ حفظ حیات به هر قیمت ممکن، کیفیت زندگی و توزیع عادلانۀ درمان پزشکی و جراحی های کمیاب و پر هزینه و ده ها سؤالات دیگر که مشکلات بسیاری را برای پزشکان به وجود­آورده است ، در این مقاله پژوهشگرضمن بیان  لزوم تشکیل کمیته های اخلاقی در بیمارستان ها، سیر تاریخی تشکیل این کمیته­ها رابیان کرده و گزارشی از تشکیل و چگونگی کارکرد این کمیته­ها در ایرانارئه می­دهد و با تفکیک نقش پزشکان  و مشاوران اخلاق، دلیل محبوبیت کمیته­های اخلاقی و مشاوران اخلاق را این می­داند که می­تواند فرصتی باشد برای  تغییر مسئولیت از پزشکان به مشاوران اخلاق، نسبت به تصمیماتی  که در ابهام  به وجودآمده اند.

˜واژگان کلیدی:مشاوران اخلاق،کمیته های اخلاقی، اخلاق بالینی

 

راستگویی به بیمار

رقیه غفاری[12]

آیا در صورت ابتلاء فرد به یک بیماری مهلک پزشک باید حقیقت را به او بگوید؟ یکی از اصول مطرح در پزشکی اصل صداقت می­باشد که وظیفه­ی بیان واقعیت،  راستگویی و صداقت را در تعاملات پزشکی مدنظر قرار می‌دهد. در این که باید حقیقت را به بیمار گفت یا نه، میان جوامع شرقی و غربی و هم­چنین در آموزه‌های اسلام، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. در جوامع غربی، طبق اصل( اختیار فردی ) پزشک ملزم به بیان حقیقت به بیمار است. اما در بسیاری از جوامع شرقی، به علت محوریت خانواده و اولویت اصل(عدم اضرار ) نسبت به اختیار فردی، کتمان حقیقت بیماری امری رایج است. آموزه‌های دینی اسلام، بر حق بیمار بر دانستن حقیقت و لزوم فراهم آوردن شرایط لازم، برای بهره گیری بهتر از روزهای پایان حیات تاکید دارد؛ هر چند بر ملاحظات اخلاقی در خصوص عدم ایجاد ترس و نگرانی بی‌مورد در بیمار را نیز مورد توجه قرار می‌دهد. از عوامل اصلی خودداری از بیان حقیقت به بیمار می‌توان به، کاهش امید در بیمار و ایجاد نگرانی و اضطراب در او اشاره کرد. اما دادن حق انتخاب و تصمیم گیری‌های آگاهانه و تقویت اعتماد بین پزشک و بیمار مهم‌ترین دلایل حمایت از بیان حقیقت به بیمار هستند. تدوین و اجرای دستورالعمل های خاصی جهت تسهیل بیان حقیقت به بیمار در برخی کشورها به انجام رسیده است.در کشور ما نیز به نظر می­رسد توجه به افزایش آگاهی‌های عمومی و نیز ارتقای مهارت‌های ارتباطی پزشکان و تیم پزشکی در خصوص نحوه‌ی انتقال خبر بد، در  کنار تدوین دستورالعمل‌های لازم ضرورت دارد. 

˜واژگان کلیدی:راستگویی، بیمار، اخلاق پزشکی،


 

بخش سوم: اخلاق محیط زیست

وظایف انسان در قبال محیط زیست از منظر قرآن

دکتر حسین اترک[13]

برخی، ریشه بحران محیط زیست در جهان معاصر را دین می‌دانند. به اعتقاد ایشان، اغلب ادیان مانند مسیحیت و اسلام، خاصیت انسان مداری دارند که انسان را اشرف مخلوقات معرفی کرده و خلقت کائنات را برای او بیان می‌کند. این گونه ادیان نه تنها دوگانگی را میان انسان و طبیعت بنیان نهاده‌اند، بلکه بر این مطلب نیز اصرار می‌ورزند که خدا اراده کرده آدمی طبیعت را به مقتضای غایات خاص خود استثمار کند. این مقاله در صدد پاسخ به این اشکال از منظر قرآنی است. گرچه بر اساس برخی آیات مانند: «وَ سَخَّرَ لكم ما فِي السماوات وما في الارضِ جَميعاً»(جاثية/13) یا «هُو الذي خَلَقَ لَكُم ما فِي الارضِ جَميعاً»  (بقره/29) طبیعت برای انسان خلق شده و به تسخیر او در آمده است ولی معنای آنها استفاده آزاد و دلبخواهی، به هر صورت ممکن نیست؛ بر اساس آیات دیگر قرآنی، انسان نسبت به محیط زیست و طبیعت مسخّر تحت امر خویش، وظایفی دارد که مهم‌ترین آنها عدم تخریب آن است. آیات متعددی در قرآن کریم، از افساد در زمین نهی ‌می‌کنند: «و لاتُفسِدُوا فِي الارضِ بَعدَ إصلاحها»(اعراف/56). گرچه مفسران بر اساس سیاق کلام، برخی از این دسته آیات را به فساد اعتقادی و فساد اخلاقی در قبال دیگر انسان‌ها مانند: قتل، جنایت، غارت و ... حمل کرده‌اند ولی با توجه به اطلاق برخی دیگر از این دسته آیات، به نظر می‌رسد معنای آیه نهی از مطلق فساد در زمین است که تخریب محیط زیست مصداق بارزی از آن می‌باشد. با دقت در آیات قرآنی (مانند: بقره/ 164) روشن می‌شود آنچه خداوند برای انسان تجویز کرده است، صرفاً حق انتفاع از طبیعت است نه مالکیت بر آن. بر اساس مبانی حقوقی، کسی که حق انتفاع از چیزی به او اعطا شده است، حق تخریب و اتلاف عمدی عین مورد انتفاع را ندارد و در صورت اتلاف آن به خاطر قصور یا عمد، ضامن عین مورد انتفاع است و مورد سئوال واقع می‌شود.

˜واژگان کلیدی:قرآن، محیط زیست، انسان، فساد، حق انتفاع.        

 

اخلاق زیست محیطی، ضرورتی برای حیات بشری

دکتر سحر کاوندی[14]

اخلاق محیط زیست یکی از شاخه‌های اخلاق کاربردی است که مسایل اخلاقی مربوط به محیط زیست، همچون رابطه انسان با محیط زیست، احساس مسئولیت آدمی نسبت به آن و .... را بررسی می‌کند. در دنیای امروز بحران‌های بزرگ و عظیم زیست محیطی با به خطر انداختن حیات بشر در این کره خاکی ، اندیشمندان را بر آن داشته تا در صدد یافتن راه چاره‌ای برای برون رفت از این بحران باشند. از آنجائی که طرز تلقی و نگرش آدمی به هستی، طبیعت و انسان در نوع رفتار و تعامل او با محیط زیست تاثیری جدی دارد و نیز سامان یافتن نظریات اخلاقی نیز مبتنی بر آن است، از این‌رو رویکردهای عمده اخلاق هنجاری (سودگروی، وظیفه گروی و فضیلت گروی) و نیز باورمندی انسان به وجود آفریننده‌ای در عالم هستی و همچنین هدفمندی و غایتمندی هستی در رهیافت و موضع گیری صاحب نظران اخلاق محیط زیست تأثیر گذار بوده‌اند. در این مقاله پس از ارائه تعریفی از محیط زیست و تبیین تاثیر برخی از رویکردهای مهم اخلاقی در تعامل انسان با محیط زیست طبیعی، بر ارائه راهکار و گشودن افق های جدید بر اساس دیدگاه خدامحوری و انسان شناسی مبتنی بر اندیشه‌ها و آموزه‌های دینی و اسلامی تاکید شده است.

˜واژگان کلیدی:اخلاق، محیط زیست، آموزه‌های اسلامی، مسئولیت.



اخلاق و حيوانات: نقد و بررسي انديشه‌هاي تام ريگان

دکتر محسن جاهد [15]

رفتاري كه ما آدميان با حيوانات داريم موضوع شاخه اي از اخلاق كاربردي (Applied Ethics) است كه آن را اخلاق حيوانات مي‌نامند. در اخلاق حيوانات رويكردهاي گوناگوني وجود دارد: رويكرد تحليلي، رويكرد قاره‌اي، رويكرد پراگماتيستي و رويكرد الاهياتي. از سوي ديگر، فيلسوفان اخلاق نظريه هاي كلاسيك ِ اخلاق را در اين حوزه به كار گرفته و در خصوص حيوانات موضع گيري كرده اند. در يك تقسيم بندي كلي اين نظريات در دو دسته جاي مي‌گيرند: (1) نظريه هاي مستقيم. (2) نظريه هاي غير مستقيم. ذيل نظريه‌هاي غير مستقيم، نظريه‌هاي كانتي و قرارداد اجتماعي قرار مي‌گيرند و نظريه‌هاي مستقيم خود به دو دسته تقسيم مي‌شوند: نظريه هاي قايل به برابري انسان و حيوانات و نظريه‌هاي قايل به عدم برابري. تام ريگان فيلسوف تحليليِ آمريكايي با استفاده از آموزه هاي فلسفي ايمانوئل كانت در اخلاق، نظريه‌اي موسوم به نظريه حقوق طراحي كرده است. وي معتقد است هر موجودي كه «متعلَّق حيات» باشد، ارزش ذاتي دارد. موجودي مصداق ِ متعلّق حيات است كه تجربيات دروني و باطني‌اي همچون باور، آرزو، درك مفهوم آينده و ... دارد. چنانچه موجودي از چنين ظرفيتي بهره‌مند باشد، ارزش ذاتي دارد و بايد با آن به احترام رفتار شود. هنگامي با موجودي به احترام رفتار شده است كه غايت لنفسه در نظر گرفته شود و با آن به عنوان  اَبزاري صِرْف  رفتار نشود.  اساساً معيار درستي يا نادرستي يك فعل نيز همين است، يعني اگر با موجودي كه ارزش ذاتي دارد به مثابه ابزار رفتار شود، آنگاه  با  او به بي احترامي رفتار شده است و  چنين فعلي اخلاقا نادرست است  و اگر با موجودي كه ارزش ذاتي دارد به عنوان غايت لنفسه رفتار شد، آنگاه احترام او را پاس داشته‌ايم و چنين عملي اخلاقا درست است. از نظر ريگان به سبب آن كه حيوانات حداقلپستانداران، پرندگان و ماهي‌ها–متعلق حيات‌اند، ارزش ذاتي داشته و از حقوقي پايه همچون آدميان برخوردارند و در برخورداري از حقوق پايه هيچ تمايزي ميان انسان و حيوانات وجود ندارد. لذا بايد هر گونه استفاده اَبزاري از حيوانات  همچون آزمايش‌هاي پزشكي، استفاده در سيرك ها و باغ وحش‌ها، صنعت پوست به كلي برچيده شود.

˜واژگان کلیدی:حقوق حيوانات، متعلَّق ِحيات، ارزش  ذاتي، اصل احترام، حقوق برابر، تام ريگان.

 


اخلاق در مزرعه: تأملی بر اخلاق کشاورزی

دکتر محمد اصغری[16]

این مقاله می­کوشد جایگاه اخلاق و نظریه­های اخلاقی را در حوزه کشاورزی تشریح نماید. در تعریف اخلاق کشاورزی می­توان گفت که آن عبارت است از ارزش‌ها و مسائل اخلاقی مربوط به تولید غذا و کارهای مربوط به کشت و زرع یا زراعت. البته همچنین اخلاق کشاورزی یک رشته میان­رشته­ای است که پیوندی عمیق با بسیاری از رشته­ها از قبیل اخلاق، فلسفه، بیوتکنولوژی، علوم کشاورزی، جامعه شناسی و غیره دارد.  کشاورزی حوزه­ای از فعالیت عملی انسان است که در آن طبیعت، تکنولوژی، انسان در تعامل مستقیم باهم هستند و این تعامل در نهایت بایسته­های اخلاقی نیز می­طلبد. یکی از مفاهیم اصلی در اخلاق کشاوری بحث استفاده از بیوتکنولوژی و نقش آن در سلامت غذاست. بیوتکنولوژی به طور کلی یک تکنولوژی مجزا و واحدی نیست بلکه اصطلاح عامی است که به طیف وسیعی از تکنولوژی­های صنعتی، پزشکی و کشاورزی اطلاق می‌شود و محدود به اصلاح یا دستکاری ژنتیکی نیست. اعتماد اخلاقی به محصولات کشاورزی یکی دیگر از مفاهیم در اخلاق کشاورزی است که استفاده از بیوتکنولوژی آن را مطرح می­کند. به هر روی در اخلاق کشاورزی سوالات اخلاقی زیادی درباره محصولات کشاورزی، استفاده از سموم، استفاده مناسب از زمین، شخصیت کشاورز، محیط زیست مطرح می‌شوند که می‌توان با کمک نظریه­های اخلاقی مختلفی مثل نظریه سودانگاری، نظریه تکلیف‌گرایی کانتی، نظریه فضیلت و غیره توصیف وتبیین نمود. بنابراین اصلی­ترین هدف کشاورزی که تهیه غذا برای بشر است خودش از زوایای گوناگون اخلاقی مورد بررسی قرار می­گیرد.

˜واژگان کلیدی:اخلاق کشاورزی ، اخلاق، میان رشته­ای، محیط زیست، بیوتکنولوژی و کشاورز

 


«تسخير طبيعت» در قرآن و «تغيير طبيعت»  در دنياي مدرن

برخي تفاوت­هاي اين دو مفهوم و تبعات اين افتراق در تکنولوژي

مهدي کفائي[17]،مصطفي تقوي[18]

يکي از مفاهيمي که در ارتباط مستقيم و همه­جانبه با مفهوم تکنولوژي قرار دارد، مفهوم «تغيير طبيعت» است. بدون مفهوم تغيير، واژة تکنولوژي بي­معني مي­شود و در خارج نيز امکان تحقق پيدا نمي­کند. اين مفهوم در ارتباط با تکنولوژي جديد معناي خاص­تري پيدا مي­کند. همچنين در قرآن ضمن به کارگيري مفهوم «تسخير طبيعت»، تصريح دارد که خدا جهان را براي انسان تسخير نموده است.

هرچند اين دو مفهوم دقيقاً با يکديگر متناظر نيستند ولي در اين مقاله سعي داريم تا اين دو مفهوم را با هم مقايسه نموده و تأثير توجه به هر کدام از اين دو مفهوم را در تکنولوژي و الگوي زندگي نشان دهيم. به نظر مي­رسد بحث توسعة پايدار در بستر مفهوم تسخير طبيعت بتواند جايگاه روشن­تري براي خود بيابد.

همچنين براي تصحيح ارتباط انسان با محيط زيست در حوزة عمل، رويکرد تکليف­گرا به عنوان يک راهکار ارائه شده است.

˜واژگان کلیدی:تسخير، تغيير طبيعت، تکنولوژي، الگوي زندگي ، توسعة پايدار، رويکرد تکليف­گرا.

 

حکمت متعالیه و فلسفه اخلاق محیط زیست

علی پیری[19]

فلسفه اخلاق محیط زیست به یک حوزه ی فکری در فلسفه اطلاق می‌شود که راجع به چرایی ایجاد بحران های زیست محیطی و مسئله حمایت و نحوه ی برون رفت از آن و بویژه درباره ی حق اشیاء و ارزش سیستم های غیر انسانی محیط و تعهد اخلاقی انسان ها نسبت به حفاظت از آن بحث می‌نماید ناگفته پیداست که در در دنیای مدرن امروزی قوانین حوزه محیط زیست رنگ و بویی مبتنی بر انسان محوری دارند و از رویکردهای طبیعت محوری که انسان نیز جزئی از آن بشمار آمده، غفلت گردیده است اما در مقابل قرآن کریم انسانها را از استثمار طبیعت و اتلاف منابع بر حذر داشته و به تبع آن نیز فیلسوف متأله اسلامی همچون حکیم صدرالمتألهین شیرازی، طبیعت را تجلی و محضر خدا می‌داند و به عبارتی طبیعت در نظام فلسفی وی پرتوی از ذات خدا می‌باشد بنابراین طبق این سنت فلسفی انسانها از فساد در زمین منع شده و آنرا به منزله ی خیانت در امانت الهی قلمداد می‌کنند.

از آنجا که مسئله ارزش ذاتی یا ابزاری دانستن در فلسفه محیط زیست، از  بحث برانگیز ترین مباحث این حوزه می‌باشد لذا در این مقاله ضمن بررسی مسئله ی ارزش ذاتی و ابزاری در فلسفه محیط زیست به آموزه های دین مقدس اسلام و فیلسوفان اسلامی  نیز خواهیم پرداخت که با تأکیدشان بر توجه به ارزش ذاتی طبیعت در فرآیند بهره مندی و استفاده انسان از منابع طبیعی و محیط زیست و تعامل آنها باهم راه حل برون رفت از معضل بحران های زیست محیطی را فراهم می‌آورند.

˜واژگان کلیدی :فلسفه محیط زیست، رویکرد انسان محور، حقوق محیط زیست، رویکرد طبیعت محور.



رویکرد جغرافیایی به اخلاق محیط زیست درآنتروپوژئومورفولوی با تأملی در فرهنگ ایرانی
و آرای شیخ اشراق

غلام حسن جعفری[20]، نرجس شرفی[21]

استفاده بشر از طبیعت در طی زمان بلادرنگ و از روی اجبار بوده است طوری که از همان ابتدا برای رفع نیازهای اولیه خود مجبور به استفاده از محیط اطراف خود بوده است. البته این ناچاری در درجه اول ذاتی موجود زنده است یعنی هر موجود زنده ای برای زنده ماندن ناچار از ارتباط با طبیعت بوده ولی آنچه در مورد انسان متفاوت و جالب توجه است این است که این موجود زنده بر خلاف سایر موجودات به واسطه قدرت تفکر و تعقل توانسته نظام طبیعی را به نفع خود بر هم زند و در مقابل ناملایمات محیطی تا حدود زیادی آستانه تحمل خود را تغییر دهد و این موضوع در طی زمان همراه با دیگر قابلیت های او باعث افزایش غیر طبیعی جمعیتش از یک سو و افزایش خواسته ها ونیازهایش از سوی دیگر شده است. این موضوعات در طی زمان باعث ارائه نظریات مختلف از سوی فلاسفه مثل؛ ارسطو، افلاطون، سهروردی و... در درجه اول و سپس از سوی متفکران محیط زیست از سوی دیگر شده است و در ادیان مختلف از جمله اسلام و زرتشت و ... نیز آموزه های متعددی برای آن بیان شده است. فلاسفه در طی زمان تفکر خود را به سمت و سویی سوق داده اند که در آن شرایط زمانی و مکانی بیشتر نظریاتشون معطوف به ارائه شرایط مطلوبی گردیده که به عنوان آرمان شهر شهرت گرفته است که در آن شهرها انسان طور تربیت می‌گردد که نه به محیط زیست خود و نه به خودش آسیبی نمی‌رساند. ولی حقیقت در طی زمان عکس آن را نشان می‌دهد چرا که بشر نتوانسته به افکار و اعمال لجام گسیسته خود سامان ببخشد و همین موضوع باعث استفاده یک جانبه بشر از محیط زیست گردیده و مسائل و مشکلات محیطی را بیشتر کرده است. این نوشتار نگرشی بر دیدگاه فلاسفه مختلف در طی زمان و توجه خاص به دیدگاه شیخ اشراق در مورد محیط زیست و چگونگی استفاده از محیط طبیعی دارد و به این موضوع پرداخته است که علی رقم دغدغه فلاسفه در طی زمان بشر به سمت و سویی رفته است که واژه آنتروپوژئومورفولوژیک یا تغییر و تحولاتی که در محیط طبیعی توسط انسان ایجاد شده است و بسیاری از آن ها به ضرر محیط طبیعی بوده است.

˜واژگان کلیدی:جغرافیا، حکمه الاشراق، سهروردی، آرمان شهر، زرتشت، اخلاق زیست محیطی، آنتروپوژئومورفولوژی

 

نهادینه کردن فرهنگ بازیافت پسماندهای الکترونیک

با رویکردی اخلاقی

امین رحمتعلی خزاعی[22]

معضل پسماندهای الکترونیک، موضوعی است به نسبت جدید که دغدغه این روزهای بسیاری از دولتمردان در سرتاسر دنیاست. آنان برای مقابله با این توده سرطانی که ازقضا میوه طیبه عصر صنعتی نیز می‌باشد! راهکارهای گوناگونی ارائه کرده اند که در کمال تعجب، بسیاری از آن ها تأمل برانگیز و متأسفانه منافی حقوق بشر است. عمده کشورهای تولید کننده پسماندهای الکترونیک که غالبا شامل کشورهای توسعه یافته می‌باشند، با زیر با گذاشتن قوانین حقوق بشر و توهین به شخصیت والای انسان ها، سیل این قبیل پسماندهای خود را به جانب کشورهای در حال توسعه و فقیر گسیل می‌دارند و بدین شکل بذر بیماری و فلاکت را به راحتی هرچه تمام در این ممالک می‌پراکنند. پسماندهایی که زیان بار بودن آن برای سلامتی انسان ها در طی مطالعات علمی بسیاری به اثبات رسیده و روشن گردیده است که این مواد منشاء اشکال متنوعی از امراض صعب العلاج و خانمان برانداز از جمله سرطان ریه، آسیب های مغزی، اختلالات رفتاری و روانی، مشکلات پیچیده هورمونی و ... می‌باشند. این در حالی است که ادیان مختلف از جمله دین مبین اسلام، تأکید بسیاری بر احترام گذاشتن به حقوق انسان ها فارغ از هر قومیت و نژادی دارند. باری در این مطالعه تلاش شده تا در حد امکان به واکاوی اجمالی این معضل توجه شود و ضمن بیان تأثیرات منفی این مواد بر سلامتی انسان و طبیعت، به ارائه راهکارهای اخلاقی و بیان چند پیشنهاد در این خصوص پرداخته شود. این نوشتار در دو بخش نگارش یافته، یکی در توضیح پسماندهای الکتریکی و الکترونیکی و دیگری در توضیح روش های اخلاقی سودمند برای مقابله با فرهنگ نادرست تولید و سپس امحای این گونه پسماندها.

˜واژگان کلیدی:پسماند الکترونیک، بازیافت، اخلاق محیط‏زیست.

رويكردي انتقادي به جايگاه اخلاقي حيوانات در نظام فكري دكارت

دکتر سيد مصطفي شهرآييني[23]، عزيزه زيرك باروقي[24]

دکارت به‌عنوان پدر فلسفة جدید با مطرح‌کردن «دارم می‌اندیشم پس هستم» و بازتعريف انسان، حیوانات را از قلمرو اخلاق خارج می‌کند. از نظر او انسان به دلیل برخورداری از عقل و اندیشه، دارای توانایی زبانی است و می‌تواند ارتباط زبانی برقرار کند. اما حیوانات چون از اندیشه برخوردار نیستند، ماشین‌های خودکاري ‌می‌باشند كه از توانایی‌های خلاقانه‌ای که در سیستم زبانی انسان وجود دارد، بی‌بهره‌اند. هم‌چنین حیوانات چون اندیشه ندارند و ماشین صرف هستند از احساس نیز بی‌بهر‌ه‌اند. نظر به اينكه احساس از جمله قوایی است که ذیل حالات اندیشه قرار دارد و در اتحاد ذهن و بدن تحقق پیدا می‌کند، بنابراین تنها انسان که مرکب از ذهن و بدن است می‌تواند دارای احساس باشد. حال، در چنین نظام فلسفی دیگر نمی‌توان از جايگاه اخلاقي حیوانات سخن گفت. البته این از فیلسوفی چون دکارت که بیشتر از آن‌که دغدغه‌اش مابعدالطبیعه باشد، دغدغه‌اش طبیعیات و تسلط آدمیان بر طبیعت است، دور از انتظار نمی‌تواند باشد. دکارت به‌دنبال ساختن عالمی برای رفاه انسان و زندگی بهتر اوست و در اين راستا،‌ حیوانات نیز می‌توانند به عنوان ماشین‌های خودکار فاقد اندیشه، احساس و زبان، درخدمت تأمین رفاه انسانی  به‌کار گرفته شوند بي‌آنكه هيچ‌گونه مسئولیت اخلاقی در قبال آنها داشته باشیم.

˜واژگان کلیدی:حیوانات، اندیشه، ذهن، بدن، ماشین، احساس، زبان، اخلاق، طبیعیات.

 

نگاهی سیستمیک به اخلاق پایداری در کشاورزی

دکتر اسماعیل کرمی دهکردی[25]

در طی یک قرن گذشته، بشر سعی نموده است با اقدامات کشاورزی نوین تسلط خود را هر چه بیشتر بر طبیعت تحمیل کند و مهمترین دغدغه آن استفاده بیشتر، تولید بیشتر، و بهره وری بالاتر بوده است. این موجب شده است که صدمات بسیار شدید و گاهی جبران ناپذیری بر محیط زیست بویژه منابع طبیعی تجدید شونده وارد آید. همچنین به دلیل استفاده بی رویه از مواد شیمیایی پیامدهای نامطلوبی برای سلامتی انسانها ببار آورد. در این مقاله سعی شده است لزوم توجه به اخلاقیات در فعالیتهای کشاورزی از نگاهی سیستمیک مورد بحث قرار گیرد که از یک روشناسی تحلیل اسناد و مفهوم شناسی استفاده شده است. با نگاهی سیستمیک به اقدامات و فعالیتهای کشاورزی می توان مفهوم پایداری را به اخلاق مرتبط نمود. به گونه ای که با یک نگاه چند بعدی و تکاملی می توان بر سر اینکه چگونه به طور مسئولانه‌تر عمل کنیم تفکر کرد. در حقیقت اخلاقیات در پایداری یک ماهیت و مفهومی نیست که صرفاً از بیرون به اجتماعات و افراد تحمیل گردد بلکه یک مفهومی است که در یک بستر مشارکتی-تعاملی پدیدار می‌گردد. این نشان می‌دهد که تولید کنندگان چه مسئولیتی در قبال اکوسیستم و چگونگی استفاده از منابع آن دارند. علاوه بر این اخلاق به ما کمک می‌کند بدانیم چه مسئولیتی در برابر سلامت مصرف کنندگان داشته و چگونه اعتماد آنها را جلب نماییم. عدالت و برابری بین بهره برداران از لحاظ بهره برداری از منابع، رفتار با حیوانات تحت پرورش و جانوران پیرامون نیز از موضوعات مهم دیگر اخلاقیات در کشاورزی است. مسئولیت پذیری صرفاً به تولیدکنندگان مربوط نمی‌شود، بلکه سیاستگزاران و برنامه ریزان، پژوهشگران تولید کننده فن‌آوری‌های نوین علمی، متخصصان ترویج کشاورزی تسهیل کننده نوآوری ها و دیگر کنشگران اثر گذار باید جهت‌گیری بخش کشاورزی به سمت پایداری را تضمین کنند. بنابراین همه باید این مساله را مورد ملاحظه و تفکر قرار دهند که چه چیزی درست است و چه چیز غلط، چه چیز ابزار است وچه چیز هدف، فضیلت چیست؟ در پاسخ به چنین سوالات فلسفی- اخلاقی، باید بدانیم برای توسعه کشاورزی در آینده جه باید انجام داد و چه می‌توان انجام داد. این می تواند منجر به تعریف اصولی برای اخلاقیات پایداری در بخش کشاورزی گردد.   

 

 بخش چهارم:  اخلاق و سیاست

کیخسروی شاهنامه، برتر نمونۀهمراهیِ

فرّۀکیانی  و  اخلاق سیاسی

دکتر فریده وجدانی[26]

فرّ کیانی درفرهنگ باستانی ایران زمین امری موروثی نیست که تحت هر شرایطی از پدر به فرزند منتقل گردد، بلکه برخورداری از این تأیید الهی ارتباط تنگاتنگی با شیوۀسلوکشخص،شایستگی‏هایویونیزمیزان تقیّد او به حفظ حریم‏های اخلاقی دارد. کیخسرو که رؤیای تولد او در شاهنامۀفردوسینمودی آسمانی دارد و با تجلّی نور و برافروختن شمعی از آفتاب همراه می‏شود، انسانی بهره‏مند از فضایل اخلاقی و درنتیجه صاحب فرّ کیانی است ؛ اما فعالیت‏های وی که در روزگار خویش واسطۀفیضیزداناست در عبادات شخصی خلاصه نمی‏شود . او درکنار مقام معنوی والایی که دارد شهریاری توانا نیز هست که برای حفظ ایران، برقراری صلح، سرپرستی خلایق ، دفع شر و بدی و هدایت گیتی به سوی خیر و نیکی می‏کوشد و در این کوشش از حریم اخلاق گامی آن‏سوی‏تر نمی‏نهد. هدف این پژوهش نمودن جایگاه معنوی کیخسروی شاهنامه، در عین سیاستمداری اوست که در حکمت خسروانی سهروردی نیز مقام عرفانی ویژه‌ای دارد.

˜واژگان کلیدی:فرّه کیانی، شاهنامۀفردوسی،کیخسرو،اخلاقسیاسی،سهروردی


نسبت میان اخلاق و سیاست اسپینوزایی

دکتر سید مصطفی شهرآیینی[27]،محمدسینا میرزایی[28]

اسپینوزا بر این باور است که تمامی فرامین عقلانی ما بر پایه­ی این اصل ضروری استوار است که: همه می­کوشند تا هستی خود را حفظ کنند. خواهش ماندن برای بودن یکی از نتایج اجتناب­ناپذیر بخش "عواطف" کتاب اخلاق است. اسپینوزا اختلاف عواطف را ناشی از فرق میان تصور تام و تصور ناقص می­پندارد که وجه اشتراک هر دو کوشش برای صیانت ذات است که اولی آزادی را به ارمغان می‌آورد و دومی بندگی را. اسپینوزا کوشش ما برای رسیدن به چیزی را به جهت نیک­بودن آن نمی­خواهد بلکه به­عکس چیزی را نیک می‌داند که آن را می­خواهیم و به آن میل داریم. طرز تلقی اسپینوزا از مسئله سعادت و فضیلت نقطه مقابل اخلاق دین­مدارانه است، ­آنجایی­که ­خدا به عنوان ­حاکم، قانونگذار، بخشنده و مهربان قلمداد می­شود و عمل به نیکی برای آدمی­لقای ­پاداش را به اونوید می‌دهد. در این مقاله برآنیم تا نشان دهیم که جوهره­ی اخلاق و سیاست اسپینوزا یکی است. به نظر می­رسد اخلاق اسپینوزا از یک سو در بطن خود نفی اخلاق، و سیاست او از سویی دیگر گونه‌ای از آنارشیسم را به دنبال دارد.

˜واژگان کلیدی: اخلاق، سیاست، صیانت ذات، اخلاق سنتی، اخلاق مدرن، خدا، مسیح، سعادت.

 

اخلاق حاکمان سیاسی در نهج البلاغه

محمد رسولی[29]

 

تمامی دانشمندان و انسان شناسان بر این عقیده‌اند که بشر فطرتاً موجود اجتماعی است و به طور طبیعی به زیست جمعی گرایش دارد. از طرف دیگر حیات اجتماعی مستلزم تشکیل نظام حکومتی و پیدایش تشکیلات و قدرت سیاسی می‌باشد. بنا به موضوع پیش گفته، حضرت علی(ع) به عنوان حاکم و پیشوای الهی و رهبر سیاسی، اصول اخلاقی و کاربردی خاصی را به کارگزاران و حاکمان در همه زمانها و مکانها توصیه و گوشزد می‌کند و برای نیل به عادت و جلوگیری از سوء استفاده‌ها و انحرافات احتمالی مدیران، اصول و عناصر اخلاق سیاسی برای اداره شورا معرفی و رعایت آن را برای وصول عالی    می‌شمارد. 1- اصول و عناصر معنوی و درونی که رعایت آنها به خود کنترلی از سوی از سوی صاحبان قدرت خواهد انجامید. 2-اصول و عناصر بیرونی و راهبردی که بخشی از آن را باید حاکمیت نسبت به اجزاء خود اعمال گرداند و بخش دیگر عناصرم ردمی است که از سوی آنها با توجه به نقش عظیم ایشان در کنترل قدرت نسبت به دستگاه حکومتی با هدف تعالی بخشی به کارآنها ارائه می‌گردد. به عنوان مثال، عناصری مثل   اصل صداقت، اصل در محضر خدا بودن، اصل امانت دانستن حکمت و مسئولیت، اصل نگاه عاطفی و وجدانی داشتن بر مردم، نمونه‌هایی از عناصر درونی محسوب می‌شوند و در کنار آن عناصری مثل، اصل نظارت آشکار و مخفی حاکمیت نسبت به اعضاء خویش، اصل قبول انتقاد و پاسخگویی، اصل حق مخالفت با انحرافات سیاسی مدیران، اصل مشورت با صاحبان خرد، اصل مشروعیت آزادی‌های فردی و جمعی می‌توانند نقش حیاتی در کنترل اخلاق سیاسی حاکمان در حکومت را داشته باشند.

˜واژگان کلیدی:حاکمیّت ، اصول اخلاقی ، کارگزاران ، نظارت ، رعایت اخلاق –امام علی(ع)،نهج البلاغه.

 

 

بررسی اخلاق شهروندی در نزد کانت

سید مسعود آریادوست[30]

اخلاق کاربردی به عنوان یکی از شاخه‌های فلسفه اخلاق دارای زیرشاخه‌های گوناگونی است، که اخلاقِ سیاست از جمله آن‌هاست. کانت از جمله فلاسفه‌ای است که در این زمینه صاحب نظر است. اهمیت بررسی اخلاق سیاست کانت، زمانی بیشتر نمایان می‌شود که به ناچیز بودن بررسی حقوق شهروندان، نزد فلاسفه­ی پیش از کانت، و همچنین شکست سیاست فایده‌گرایانه که جنگ‌های جهانی اول و دوم از عوارض این شکست می‌باشند، پی برده باشیم. ایده‌پردازی کانت درباره اخلاق سیاست سه بخش دارد: اخلاق شهروندی، اخلاق شهریاران و اخلاق بین دولت‌ها.نوشتارحاضر بررسیاخلاق شهروندی کانت است. وجود مفهوم شهروند، در اخلاق سیاستِ کانت، به جهت ارزش خاصی است که کانت به انسان‌ها در جوامع می‌دهد. مفهوم شهروند در اخلاق سیاستِ کانت بعد از ایجاد جامعه مدنی است که مطرح می‌شود. جامعه مدنی جامعه‌ای است که بر اساس قوانین پیشینی و نه تجربی پا گرفته است. لذا مفهوم شهروند و اخلاق شهروندی رابطه مستقیمی با تدوین و اجرای قوانین، آن هم به معنای پیشینی دارند. سه اصل اساسی که جز لاینفک مفهوم «شهروند» می‌باشند، عبارتند از : 1) اختیار قانونی: «شهروند تنها از قوانینی تبعیت می‌کند که خودش در وضعشان نقش داشته است» ، 2) تساوی مدنی: « هیچ گونه برتری اخلاقی برای یک شهروند نسبت به شهروند دیگر شناخته نمی‌شود» 3) استقلال مدنی: « هستی و بقای یک شهروند در جامعه ناشی از حقوق و استعدادهای خاص خود او به عنوان عضو جامعه مشترک المنافع است.» هر چند کانت به رعایت سه اصل مذکور بین شهروندان، بدون هیچ تمایزی تاکید دارد، اما چندان به این اصول وفادار نمی‌ماند و هنگام بررسی روابط شهروندان با حکامِ حکومت، این اصول را زیر پا می‌گذارد. زیرا معتقد است هر شهروندی باید هنگام سوء استفاده‌های حاکم، فقط صبر و شکیبایی از خود نشان دهد.

˜واژگان کلیدی:ایمانوئل کانت، اخلاق سیاست، اخلاق کاربردی، اخلاق شهروندی، شهروند،


 

بخش پنجم: اخلاق و حقوق

 

 

تمایزهای بنیادین مسئولیت اخلاقی و حقوقی در حوزه ضمان قهری

دکتر سعید بیگدلی[31]

ناروایی ورود خسارت به دیگران و مسئولیت ناشی از آن ، امری است که هم در اخلاق و هم در حقوق موضوعه مورد تایید و تاکید است. همین نکته گاه باعث اختلاط مرز میان مسئولیت اخلاقی و مسئولیت قهری اشخاص است. چند شاخص مهم برای بازشناسی میان آنها کافی به نظر می‌رسد: نخست اینکه معیارهای اخلاقی، معیارهایی شخصی و درونی‌اند. ممکن است رفتاری واحد از دیدگاه افراد مختلف، پسندیده یا ناپسند باشند. در حالی که مسئولیت حقوقی، مبتنی بر معیاری نوعی و بیرونی است. آنچه عرفاً خسارت آمیز باشد، باعث مسئولیت حقوقی است و قضاوت عامل، تأثیری در مسئولیت یا برائت وی ندارد. دیگر اینکه، حقوق، تنها برای اعمالی ضمانت اجرا تعیین می‌کند که دارای ضرری خارجی باشند. به عبارت دیگر حقوق، نتیجه محور است. وجود رفتارهایی بی نهایت ناپسند و مذموم که باعث خسارتی به فرد یا جامعه نشوند، مسئولیتی در پی نخواهند داشت و بالعکس، گاه، رفتارهایی هر چند عادی، اما زیان آور باعث مسئولیتند، اما اخلاق، ضرورتاً به زیان خارجی نمی‌اندیشد و فعل ناپسند را حتی بدون حصول نتیجه خسارت آمیز باعث مسئولیت می‌داند. ابتنای اخلاق بر مسئولیت محض رفتار ناپسند به حدی است که تنها تدبیر ناروا را نیز برنتافته و شامل مسئولیت می‌داند. همچنین اخلاق، از دریچه اصلاح فرد به جبران خسارات فرد و جامعه می‌نگرد، در حالی که حقوق، تأمین منافع فردی و اجتماعی مورد تجاوز را وجهه همت خود می‌کند. همین تفاوت، باعث می‌شود نگاه اخلاق، به عامل زیان باشد و نگاه حقوق، به زیان‌دیده ناشی از فعل خسارت آمیز. امری که باعث می‌شود مسئولیت حقوقی به سمت سببیتی مادی پیش رود که هر چه پیش‌تر می‌رود دوگانگی میان این دو حوزه ، عمیق‌تر می‌گردد.

˜واژگان کلیدی:مسئولیت اخلاقی ، مسئولیت حقوقی ، ضمان قهری ، مسئولیت.

 

 تغییر پذیری مفاهیم اخلاقی در حوزه حقوق، به تبعیت از نیازها و تحولات اجتماعی

( مطالعه موردی مفهوم تقصیر در مسئولیت مدنی)

دکتر سعید بیگدلی[32]

"مسئولیت مدنی" یکی از شاخه‌های مهم حقوق مدنی است که به بررسی خسارات غیر قراردادی وارد به اشخاص و چرایی و چگونگی جبران آن‌ها می‌پردازد. یکی از ابتدایی‌ترین و ریشه‌ای‌ترین پرسش‌ها در این زمینه، چرایی ضرورت پرداخت غرامت توسط عامل زیان به زیان دیده بوده است. پاسخی که اکثر اندیشمندان و رویه‌های نظام‌های مختلف حقوقی به این پرسش داده‌اند ، "ناروایی و تقصیر" عامل زیان است، همچنان که بر اساس فلسفه ارسطویی باید این قسم مسئولیت را در ذیل عدالت کیفری قرارداد که به علت ناروایی ورود خسارت ، عامل ، مستحق جریمه و جبران خسارت است. این نتیجه گیری را باید از تأثیرات مستقیم اخلاق در حقوق دانست. اما اینکه ، مفهوم "تقصیر" چیست، بر خلاف حوزه اخلاق، در حقوق ثابت نمانده است. حقوق‌دانان اولیه، همچون اخلاقیون، تقصیر را رفتاری می‌دانسته‌اند که با توجه به میزان عقل و شعور و تجربه و وضعیت شخص، از او انتظار نمی‌رفته است: رفتاری که حاوی نوعی افراط یا تفریط باشد. تلقی یاد شده از تقصیر، هرچند با ریشه اخلاقی مبنای جبران خسارت انطباق داشته، اما کم کم آثار غیر قابل قبول حقوقی خود، از جمله عدم امکان جبران خسارت وارده توسط صغار و مجانین و ... را نمایان می‌سازد. بر همین اساس، اندک اندک مفهومی جدید از تقصیر پا به عرصه وجود می‌گذارد: "تقصیر نوعی"، به جای "تقصیر شخصی". در این مفهوم، در ارزیابی ناروایی خسارت، وضعیت شخص عامل کنار نهاده شده، قضاوت اجتماع ملاک قرار می‌گیرد، بی آنکه شخصیت عامل مورد توجه قرار گیرد. بدین ترتیب خسارات بیشتری قابلیت جبران می‌یابند و صغار و مجانین و ... نیز در عداد مسئولین قرار می‌گیرند. اما سیر مفهومی تقصیر پایان نمی‌یابد و همچنان خساراتی به علت سختی اثبات تقصیر و ... بی جبران می‌مانند که به علت رشد و توسعه صنعت و تجارت، دائماً بر تعداد آن‌ها افزوده می‌شود. علی‌هذا، دوباره مفهومی موسع‌تر از تقصیر شکل می‌گیرد: هر آنچه که بتواند تخلفی از"تعهد" تلقی شود. بر این اساس، چون اشخاص متعهدند به جان و مال و دارایی‌های معنوی اشخاص لطمه نزنند ، پس هر جا خسارتی به دیگران بزنند،تعهدی را زیر پا گذاشته و مقصرند و ضامن. این برداشت از تقصیر به همان میزان که می‌تواند حداکثر جبران خسارت را در پی داشته باشد، از مفهوم واقعی و اخلاقی "تقصیر" نیز فاصله گرفته است زیرا اخلاق، در ورای وضعیت اشخاص، امری را پسندیده یا ناپسند نمی‌داند.

˜واژگان کلیدی:حقوق، اخلاق، تقصیر، مسئولیت مدنی، مسئولیت اخلاقی، خسارت، جبران خسارت.


ارزيابي منطقي جايگاه اصول اعلاميه‌ي
حقوق بشر در حقوق و اخلاق

داريوش [سعید] درويشي[33]

پژوهش حاضر، مي‌كوشد از خاستگاهي منطقي، نسبت اخلاق، حقوق و منشور جهاني حقوق بشر را روشن نمايد. گزاره‌هاي ارائه‌شده از جانب انسان‌ها، بر دو گونه‌ي كلي «توصيفي» و «تجويزي»اند. اصول منشور جهاني حقوق بشر از حوزه‌ي توصيفات خارج‌اند؛ چون گزارشي از امر واقع به ما نمي‌دهند. پس ماهيتي تجويزي دارند.

ريشه‌دارترين رشته‌هاي تجويزي، حقوق و اخلاق‌اند. پس اصول اين اعلاميه مي‌بايد ذيل يكي از اين دو دسته صورت‌بندي شوند. حقوق، نهايتاً عبارتند از قراردادهايي كه در چارچوب‌هاي زماني و مكاني محصورند؛ اين در حالي است كه واضعين اعلاميه‌ي حقوق بشر، به اين گونه چارچوب‌ها معتقد نيستند. ضمن اين كه واضح است وجود زاويه‌هايي بين اعلاميه‌ي حقوق بشر و منظومه‌هاي حقوقي در كشورهاي مختلف، ضمانت اجراي مواد منشور را زير سوال خواهد برد.

نهايتاً اصول اين اعلاميه، به ناچار بايد ذيل حوزه‌ي اخلاق صورت‌بندي شوند. براي نمونه، اخلاق كانتي يا اصول سودانگارانه، مي‌توانند مساعدترين بسترها را جهت اصول حقوق بشر مهيا سازند. البته ناگزير، روشن است كه با چنين تحليلي، هر نقدي بر مطلق بودن موازين اخلاقي، دامان حقوق بشر را نيز خواهد گرفت. نيز، منشور جهاني حقوق بشر، داراي مجموعه‌اي از اصول است كه به شكلي ساختاري، نمي‌توانند ذيل اخلاق بگنجند. از آن جمله، اخلاق تكيه بر رابطه‌ي فرد با ديگران دارد، در حالي كه اصول منشور جهاني حقوق بشر، توضيح‌دهنده‌ي رابطه‌ي ديگران با فرد هستند.

به اين ترتيب، اصول منشور جهاني حقوق بشر، نه خاستگاهي در گزاره‌هاي توصيفي دارد، و نه ذيل حقوق و اخلاق مي‌گنجد. لذا با پارادوكسي مواجه است كه مي‌بايد نخست به حل آن پرداخت. به هر روي، روشن است كه در شرايط فعلي، پارادوكس مزبور منشور جهاني حقوق بشر را متزلزل مي‌سازد.

˜واژگان كليدي: اخلاق، حقوق، حقوق بشر، گزاره‌هاي تجويزي، گزاره‌هاي توصيفي.

 

بخش ششم : اخلاق و هنر

نمود اندیشه‌های اخلاقی در ساختار فضایی خانه‌های سنتی ایران(مورد مطالعه: تکریم مهمان)

محمدباقر ولیزاده اوغانی[34]،اکبر ولی زاده اوغانی[35]

بر طبق آیات و روایات اسلامی، تکریم مهمان به معنای گرامی­داشتن، کریم گفتن، عزیز و ارجمند شمردن کسی که وارد خانه کس دیگری می‌شود. با نگاهی عمیق به ساختار فضایی خانه های سنتی در ایران، می‌توان توجه به تکریم و بزرگداشت مهمان را در آن به نحو ملموسی مشاهده کرد. این تحقیق به بررسی نقش اندیشه­های اخلاقی در ساختار فضایی خانه‌های سنتی ایران با تاکید بر «تکریم مهمان»، پرداخته وهدف آن تحلیل نمود ابعاد مختلف تکریم مهمان در ساختار فضایی این خانه‌ها می‌باشد.

روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی بوده، که ابتدا از طریق شیوه‌های تحقیق کتابخانه­ای، مفاهیم مرتبط با موضوع از کتب برخی صاحب‌نظران، اندیشمندان، آیات و روایات اسلامی استخراج شده، سپس نقش تکریم مهمان در ساختار فضایی خانه­های سنتی مورد بحث و تفسیر قرار گرفته است.

نتایج تحقیق نشان داد که،مهمان و مهمان نوازی در نزد ایرانیان بسیار حائز اهمیت بوده و مردم از آیات قرآنی و روایات اسلامی در این مورد الگومی‌گرفته‌اند.

 

از طرف دیگر، تکریم مهمان در معماری فضای خانه‌های سنتی ایران نمود و تجلی خاصی یافته است که به وضوح می­توان در ابعاد مختلف ساختار فضایی از جمله، ساباط، سردر ورودی، هشتی، حیاط، اتاقهای پذیرایی و... آنرا مشاهده نمود.

˜واژگان کلیدی:اخلاق و معماری، تکریم مهمان، خانه های سنتی



مبانی انسان شناسی اخلاق حرفه‌ای
و آداب معنوی در هنر اسلامی

مهرداد آقاشریفیان اصفهانی[36]

موضوع «اخلاق‌ حرفه‌ای و آداب معنوی در هنر اسلامی» يكي از مقولات پركاربرد در مطالعات هنری و اخلاق حرفه‌اي است. سیره و سنت هنری پیشینیان ما از حضور پر رنگ اخلاق و آداب در همه عرصه‌های هنری حکایت دارد. این، محصول دیدگاه ایشان نسبت به انسان و جهان و در واقع برآیند مبانی فلسفی انسان شناسی، هنر شناسی و جهان شناسی آنها بوده است.

از اين رو، در اين نوشتار كوشش شده است به روش كتابخانه‌اي با معرفي آموزه‌های فلسفی اسلامی و روش هنری پیشینیان، چیستی این مبانی انسان شناسی مورد مداقه بیشتر قرار گیرد.

لذا در ابتدا مفروضات انسان شناسی در باره چیستی انسان، كمال ‌پذيري، غايت‌مندي حيات و هستي خلقت انسان، اختيار‌مندي انسان، شکفتگي ‌پذيري انسان، خلاقیت و نوآوری در انسان، چگونگی مسئولیت انسان، مقصد انسان مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه، اشاره‌ای به چند اصل مهم: هنر قدسی، هنر مبتنی بر اخلاق و ادب، ابعاد و مسئولیتهای سه گانه در بحث اخلاق حرفه‌ای خواهد شد تا ضمن شناسايي ابعاد مؤثر بر اخلاق حرفه‌ای در هنر، مبانی نظری آن شناخته شده در پایان به منظور افزايش سطح اخلاق مداري در هنر پیشنهاداتی ارائه گردد. به فرموده سلطان علی مشهدی در صراط السطور: داند آن‏کس که آشنای دل است / که صفای خط از صفای دل است.

˜واژگان کلیدی:مبانی انسان شناسی فلسفی، اخلاق حرفه‌ای در هنر، ابتباء هنر بر اخلاق ، هنر قدسی.


هنر و اخلاق

دکتر طاهره کمالی زاده[37]

پیوند میان هنر و اخلاق پیوندی کهن پیچیده و دیرپا است، هنر در دوره های نخست تکوین جوامع انسانی با تجویز حفظ حرمت خدایان و تبلیغ احکام اخلاقی عمدتا پاسدار ارزشهای اخلاقی بوده است. ارتباط میان هنر و اخلاق از افلاطون تا هیوم دلمشغولی شمار کثیری از اندیشمندان بوده است و فقط در سده هجدهم میلادی  نظرات متفاوتی دایر به استقلال این دو از یکدیگر مطرح شد هرچند بار دیگر تولستوی در پایان قرن نوزدهم و به ویژه جریان نیرومندی همچون مارکسیسم در قرن بیستم پیوند آن دو را احیاء کردند، افلاطون را به حق باید سرسخت ترین مدافع پیوند هنر و اخلاق دانست. در فرض وجود این پیوند پژوهش حاضر بر ارتباط متقابل دو مقوله هنر و اخلاق نظر دارد. و به کار برد اخلاق در هنر و نقش هنر در کاربرد اخلاق می پردازد. برخی فیلسوفان بر اهمیت هنر در تربیت اخلاقی انسان اصرار ورزیده اند، آیا هنر می تواند به اعتلای اخلاق کمک کند؟ آیا می توانیم بگوییم تجربه هنری را می توان در آموزش اخلاق بکار گرفت؟ بعضی از آثار هنری مثلا رمان می تواند بعضی اوقات در آموزش اخلاقی بعضی اشخاص مؤثر افتد. به نظر تامس رایمر تراژدی نیز عرصه باز نمود تعالیم اخلاقی است.هنرهای بصری نیز واجد قابلیت تمام وکمال انعکاس محتوای اخلاقی است حال چگونه باز نمایی دقیق هنری و تصویری مضامین اخلاقی می تواند برای بینده در فهم اخلاقی او اهمیت داشته باشد؟ جذابیت پایان نیافتنی تابلوهای نقاشی در چیست؟ اگر ما نقاشی را حامل پیام اخلاقی خاصی بدانیم، آن پیام را به محض درک اثر دریافت می‌کنیم . پس چرا دوباره سراغ آن می رویم؟ آیا جنبه های اخلاقی اثر ما را دوباره به خود می خواند؟ پژوهش جهت پاسخ به سئوالات فوق به رابطه متقابل اخلاق و هنر می‌پردازد.

˜واژگان کلیدی:هنر، اخلاق، تجربه هنری، آموزش اخلاق، هنرهای تجسمی، رمان.

 

 

رویکرد اخلاقی به بحث لذت گرایی در هنر
از دیدگاه فلاسفه اسلامی

نعیمه انزابی[38]

هنر، همواره از مباحث چالش برانگیز بوده و از زوایای مختلفی به آن نگریسته شده است. بسیاری از حکما و فلاسفه سخن از هنر را با زیبایی پیوند داده اند و هنر را کوششی برای خلق زیبایی تعریف کرده اند. زیبایی همواره جذاب و لذت بخش بوده و هنر نیز به واسطه همین ویژگی زیبایی همواره واجد ارزش بوده است. نظریات متعددی در باب فلسفه هنر و زیبایی مطرح شده است؛ برخی چون هیوم، استوارت میل، کانت و حتی گادامر به بحث لذت گرایی زیبایی شناسانه پرداخته و ارزش هنر را به لذتی که از آن حاصل می‌شود مرتبط دانسته اند. در تقابل این اندیشه پیوند میان هنر و اخلاق مطرح است که از افلاطون تا هیوم دلمشغولی شمار کثیری از اندیشمندان بوده است. متفکرانی چون افلاطون، ارسطو، سقراط و متفکران قرون وسطی میان زیبایی و اخلاق رابطه ای مستحکم قائل بوده و هنر را از وسایل ارتباط انسان ها با یکدیگر و از موجبات ترقی آنها، یعنی پیشرفت به سوی کمال دانسته اند. لکن گروهی دیگر که به وجه لذت گرایی هنر تاکید کردند، زیبایی را از نیکی و اخلاق جدا می‌دانند، چنانچه کانت میان امر مطبوع، امر خیر و امر زیبا تفاوت قائل می‌شود و بدین شیوه میان هنر و اخلاق جدایی می‌افکند. در این تحقیق به روش تاریخی، تطبیقی- تحلیلی، نگرش فلسفه اسلامی به لذت گرایی هنری از منظر اخلاقی بررسی شده و دیدگاه بزرگانی چون فارابی، ابن سینا، ملاصدرا و نیز متفکران معاصر مورد بررسی قرار گرقته است. در اندیشه اسلامی لذت از ادراک زیبایی حاصل می‌شود -و منشا زیبایی نیز از آن خداوند است- و به هر میزان ادراک قوی باشد، لذت هم بیشتر است. بنابراین هنری اسلامی است که بتواند مجرایی جهت ادراک قوی تر زیبایی خداوند باشد. از این رو ملاک دستیابی به لذت در هنر اسلامی، دریافت مفاهیم از مبدا آن است که هنرمند این معنای معقول را خود درک می‌کند و آن را در کارگاه خیال به بیان محسوس می‌رساند تا بتواند از مجرای صورتهای هنری ِمحسوس ادراک زیبایی خداوند را ممکن سازد.

˜واژگان کلیدی:لذت گرایی زیبایی شناسانه، اخلاق هنر، فلسفه اسلامی، فلسفه هنر، لذت اسلامی، هنر اسلامی


 

زیبایی شناسی و مسؤولیت اخلاقی در ادبیات پسانوگرا

دکتر رباب خسروی[39]

مقاله حاضر به تحلیل ارتباط پیچیده بین ادبیات و فلسفه اخلاق می‌پردازد و هدف آن بررسی فرصت ها و چالش‌ها در آفرینش ادبیات اخلاقی از سویی، و نقد و تفسیر مسؤولانه متون ادبی‌ از سوی دیگر است. همچنین نوشتار حاضر دو قطب متضّاد در رویکرد به مقوله "زیبایی شناسی و اخلاق" را با رویکردی تاریخی مورد بررسی قرار می‌دهد. آیا هنر باید کاربردی و اخلاق مدار و یا مستقل و خودمختار باشد؟ اخلاق گرایان که کاربردی اخلاقی‌ برای ادبیات متصوّرند، متون ادبی‌ را ابزاری آموزشی تلقی‌ می‌کنند که می بایست سجایای اخلاقی‌ را به جامعه القا کند. اینان مسؤولیت ادبیات را دعوت به تعالی اخلاقی‌ می دانند. این رویکرد در حالت ایده آل حالتی آرمانی را فرض می‌کند: شاید ادبیات (به ویژه ادبیات داستانی) به ما کمک کند تا به مسائل انسانی‌‌ از زاویه دید "دیگری" بنگریم. بدین معنا، ادبیات با به تکاپو داشتن قدرت خیال، ما را درگیر افرادی که در مختصّات و شرایط خاصی‌ قرار گرفته اند می‌کند تا به تفکّر در باره تضادها ، تقابل ها، و دشواری های تصمیم گیری اخلاقی بپردازیم. ادبیات در کاخ خیال به ایده‌های انتزاعی‌ جان می‌بخشد و الهام بخش زندگی‌ اخلاقی می‌گردد؛ در اینجا اینکه آیا نویسندگان همیشه در جهت روشنگری خوانندگان قلم می‌زنند/و یا باید بزنند محل سؤال است. در مقابل این رویکرد، نظریه زیبایی‌ شناسی‌ که در اوایل قرن بیستم با مدرنیسم به اوج شکوفایی رسید، هنر (من جمله ادبیات) را فارغ از هر انگیزهٔخارجی‌ –حتی اخلاق –ارزیابی می‌‌کند. از این منظر ادبیات نه کارکرد اخلاقی دارد و نه می‌تواند داشته باشد. فلسفه روشنگری و پیشگامان آن نسبت به قدرت خیال و حسن نیّت داستان نویسان ظنین بودند. آنها تخیّل ادبی‌ را غیر منطقی‌ و گمراه کننده می‌‌دانستند و معتقد بودند که ادبیات نمی‌‌تواند به معیار‌های اخلاقی‌ چیزی بیافزاید. در نقد ادبی‌ جدید پیوند فلسفه اخلاق و ادبیات با چالش‌های جدی تری مواجه است. جریان‌های جدید همچون پساساختارگرایی، ساختارزدایی، و پسانوگرایی فرایند خوانش سنتی‌ را به کناری می‌نهند. آنها استدلال می‌کنند که اصولاً متن غیر قابل خوانش است و لذا متون نمی‌توانند رفتار‌ها و باورها را شکل دهند؛ به زعم آنان متن لبریز از تعارض بین مقوله‌های آشکار و پنهانِ اجتماعی، فرهنگی‌، اخلاقی‌، و ضمیر ناخود آگاه جمعی است. مرز بین متن، خواننده و نویسنده همواره سیّال است. دریدا می‌گوید که در ورای متن چیزی وجود ندارد. در چنین شرایطی مسوولیت منتقد در بررسی اثر ادبی‌ چیست؟ مارک ویلیام روشه معتقد است که بحران معاصر در ادبیات به خاطر گسست بین هنر و اخلاق است. پیتر لوین در کتابِ متحول ساختن ادبیات تفسیر متون ادبی‌ را از منظر تئوری اخلاقی‌ معاصر بررسی می‌کند ومی‌گوید: فلاسفه اخلاق باید متون ادبی‌ را تفسیر کنند و منتقدین ادبی‌ باید رویکردهای اخلاقی‌ در پیش گیرند. لودویگ ویتگنشتاین معتقد است که زیبایی‌ شناسی‌ و اخلاق یک مقولهٔواحدند. ژوزف برودسکی می‌گوید که زیبایی شناسی مادر اخلاق است. رویکرد نوین به مقوله هنر می‌تواند به تلفیق الگوهای انتزاعی فلسفه اخلاق و تجربه انسانی‌ در ادبیات بپردازد. کاربردگرایی صرف و یا خودمختاریِ فارغ از مسائل انسان معاصر هیچکدام مطلوب نیست.

˜واژگان کلیدی:ادبیات، اخلاق، زیبایی‌ شناسی‌، فلسفه هنر، تفسیر، متون ادبی‌، پسانوگرایی.


 

بخش هفتم: اخلاق تربیت


 نقش محبّت در زندگی اخلاقی از منظر حکمت متعالیه

دکتر مرتضی شجاری[40]

از دیدگاه ملاصدرا اساس اخلاق در حیاتِ آدمی، محبّت است و محبّتِ حقیقی، محبّت به خداوند است که جلوه­ای از محبّت خداوند به آدمی است. اگر کسی حقیقتاً به خداوند عشق ورزد، به مرتبه­ای می­رسد که تمامی آدمیان ـ که جلوه­های مختلفِ خداوند هستند ـ محبوب او واقع می­شوند و آنگاه در اخلاقِ فردی، تدبیر منزل و زندگی اجتماعی با خود و دیگران به مثابۀ «محبوب» برخورد خواهد کرد.ملاصدرا با تقسیم محبّتِ آدمی به محبت نفسانی و محبت الهی بیان می­کند که هر محبّتی نوعی عبودیت است، از این رو اگر آدمی محبتِ نفسانی به چیزی داشته باشد ـ خواه بتی که از سنگ و چوب تراشیده شده باشد و خواه اموال و اولاد و مقام­های دنیوی باشد ـ شرک محسوب می‌شود؛ زیرا محبّت نفسانی توجه به غیرِ خدا و عبادتِ اوست. اما محبّت الهی که می‌توان آن را «محبتِ معرفت و حکمت» نیز نامید، محبّتی است که ملائم با شهوات نفسانی نیست و حقیقتاً به خداوند تعلّق می­گیرد، گرچه در ظاهر، محبّت به امور دنیوی باشد؛ زیرا مؤمنِ حقیقی همه چیز را جلوۀ خدا می­داند.

آنچه سبب محبت خداوند در دل آدمی مي­شود، معرفت به کمال و زيبايي اوست و بنابر حدیث «إنّ اللّه جميل يحبّ الجمال» خداوند زيباست و از آنجا که عالَم آیینۀ حق است، عالَم نیز در نهايتِ زیبایی است.

آدمی با نظر در عالم و تفکر در آن محبتش به خدا افزون­ مي‌شود؛ زیرا ويژگي زيبایي، ايجاد ابتهاج است و این نوع ابتهاج فقط برای کسی حاصل می‌شود که قلبِ او پيراسته از کدورتها باشد؛ چنین شخصی به «مقام محبّت» نائل آمده است. این مقام در بینِ کائنات مختصِ آدمیان است؛ زیرا آدمی دارای ویژگی­هایی است که او را از موجودات دیگر متمایز می­کند.

˜واژگان کلیدی:زندگی اخلاقی، اساس اخلاق، محبّت، معرفت، ویژگی­های آدمی.


 

 اخلاق تربیت از منظر سهروردی

حسن محمد امین زاده[41]، لیلا محمد امین زاده[42]

سهروردی پیوندی بین اندیشه ایران باستان و اندیشه اسلامی ایجاد کرده است و در تلفیق فلسفه و دین و نیز فلسفه یونانی و حکمت ایران باستان کوشید.این مقاله با هدف بررسی اخلاق تربیت از منظر سهروردی در پاسخ به نیازهای ویژه امروز عقل و عشق و معرفت شناسی و نوجویی در فلسفه  سهروردی  و همسویی فلسفه ایشان با نظام کیهانی و دلالت های تربیتی از دید سهروردی؛ توجه به ابعاد جسمی و روحی و بویژه بعد عاطفی و عقلانی که در تربیت لحاظ نموده و تکیه بر معیار برهان و پرهیز از تقلید صرف و استقلال فکر و مکاشفه و آموزش و پرورش همگانی و مادام العمر بودن آموزش و اعتدال در تربیت و خودباوری و ... که از جمله اصول تربیتی است که دیدگاههای این فیلسوف برآن استوار می‌باشد را بررسی می‌کند. پس از بررسی موضوع و تحلیل دیدگاه فلسفی این فیلسوف بزرگ از منظر ارزش شناسی و اخلاق، بویژه اخلاق تربیت، باتوجه به ارتباطات چهارگانه انسان (باخود، باخدا، باخلق خدا، باخلقت) و جهت تحقق اخلاق تربیت، مطابق مدل پیشنهادی که ترکیبی از ایدئالیسم و رئالیسم خداباورانه می‌باشد پیشنهاد می‌گردد: 1. ساختار سیستم  تربیتی اصلاح و قوانین تسهیل گری جهت بهره گیری از این دیدگاه فلسفی در کشور تصویب گردد؛ 2. تجدید نظر اساسی در بخش های برنامه درسی کشور صورت گرفته و عناصر تعقل و تفکر،ایمان و باور، علم و عمل و اخلاق به شیوه متعادل در ارتباط با بخش های چهارگانه مذکور لحاظ شود؛ 3. ضمن تأمل و تحقیق بیشتر در خصوص این دیدگاه فلسفی و بهره مندی بیشتر از آن درتربیت کشور براساس نیازجامعه به شیوه اقتضائی آن را مدیریت نمود، تربیت اخلاقی بر مبنای فلسفه تربیتی سهروردی همراه با مدیریت اقتضایی پیشنهاد می‌گردد.

˜واژگان کلیدی:اخلاق ، اخلاق تربیت، سهروردی.



تعلیم و تربیت اخلاقی و سنجش نظریات اخلاقی

دکتر مهدی اخوان[43]، سید محسن اسلامی[44]

صرف نظر از تحلیل­های فلسفی و منطقی آیا می­توان برای آزمودن نظریه­ای اخلاقی سنجه­ای یافت؟ به نظر می‌رسد که در عرصه کاربردی، تعلیم و تربیت می­تواند چنین معیاری را فراهم آورد. پس باید به این دو پرسش پاسخ دهیم: (1) آیا می‌توان نظریه‌های اخلاقی را در ترازوی تعلیم و تربیت اخلاقی سنجید؟ (2) چه نظریه و طرحی می­تواند به بهترین وجه در آزمون تعلیم و تربیت اخلاقی، موفق باشد؟ (معقول­ترین روش­ها برای تربیت اخلاقی کودکان چیست؟) گنسلر (منطق­دان و فیلسوف اخلاق معاصر) در تأملات فلسفی خود در باب اخلاق، دیدگاه خاصی دارد که در نهایت به تصویر جامعی در باب عقلانیت اخلاقی می‌رسد.

این طرح مولفه هایی چون سازگاری (در باورها، اراده، و ارزشگذاری) و در مرکز آن قاعدۀ طلايي، به­کارگیری قوه تخیل و ... را در بردارد. به نظر گنسلر یکی از طرق آزمودن نظریه‌های اخلاقی به­کارگیری آنها در عرصه تعلیم و تربیت اخلاقی است و بنابر ادعای او، دیدگاه وی (در قیاس با دیدگاه‌های بدیل) در این قلمرو کامیاب است. این جستار سعی دارد تا، ضمن اشاره به دیدگاه فلسفه اخلاقی گنسلر، به شرح اطلاق آن نظریه در تعلیم و تربیت ارزش های اخلاقی بپردازد.

همچنین، در انتها به پنج‌ محورِ اصلی در تعلیم و تربیت اخلاقی از نظر گنسلر اشاره می‌کند.

˜واژگان کلیدی:تعلیم و تربیت اخلاقی، اخلاق کاربردی،نظریه­های اخلاقی، هری گنسلر، قاعده طلایی، سازگاری

 

راهکارهای روانشناختی آموزش رفتاراخلاقی

نسیم سهیلی[45]و دکتر جواد صالحی[46]

  عصر كنونی، عصر بحران‌ها و چالش‌های بنیان افكن است. بشر امروز برای رسیدن به تعادل روانی و موفقیت در روابط فردی و اجتماعی چاره‌ای جز روی آوری به اخلاق و تربیت اخلاقی ندارد. امروزه رویكرد اخلاقی به منزله یكی از مهم‌ترین رویكردها در قلمرو برنامه‌ریزی درسی به شمار می‌رود. در این رویكرد، برنامه‌های درسی ابزاری مؤثر در رشد و توسعه فضایل اخلاقی و مهارت‌های اجتماعی در فراگیران است و آنان را برای برخورد مناسب با مسائل و موضوعات جدید آماده می‌سازد. بدین منظور در مقاله حاضر روش ها و رویکردهای مختلف آموزش اخلاق به کودکان و تمهیدات تربیتی مورد نیاز برای این آموزش از چند دیدگاه مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. روش آموزش اخلاق در هر نظریه ای بستگی تام به دیدگاهی دارد که آن نظریه در مورد انسان مطرح می‌کند. با توجه به تنوع این دیدگاه ها، در زمینه آموزش اخلاق نیز رویکردهای متفاوتی وجود دارد که بسته به طرز فکر مورد اتخاذ هر رویکرد با یکدیگر تفاوت دارند. از نظر زمانی دو دسته رویکرد روانشناختی در رابطه با آموزش اخلاق به کودک وجود دارد: الف) رویکرد قدیمی به آموزش اخلاق ب)رویکرد جدید به آموزش اخلاق. رویکرد قدیمی آموزش اخلاق چندین دیدگاه را در بر می‌گیرد: 1- دیدگاه انبان فضایل 2- دیدگاه احترام به قدرتمندان 3- دیدگاه سازگاری اجتماعی.  رویکرد جدید به آموزش اخلاق: 1- دیدگاه روانکاوی 2- دیدگاه تجربه نگر 3- رویکرد تشویق و تنبیه 4- رویکرد یادگیری اجتماعی. غالب رویکردهای فوق بر این نکته اتفاق نظر دارند که دروس مربوط به ارزش ها و معیارها آموختنی هستند و اینکه تجربه های مدرسه ای بدون استثنا به فرایند یادگیری ارزش ها کمک می‌کنند. بنابراین، برای مربیان و آموزشکاران مهم است که مستقیما با این موضوع رو به رو شده و مشخص کنند که مایل اند کدام رویکرد مثبت را برای پیشبرد کار آموزش خود انتخاب کنند.

˜واژگان کلیدی:اخلاق ، آموزش و پرورش، روانشناسی، یادگیری اجتماعی، تشویق و تنبیه.


 

 بررسی مفهوم شناختی تربیت اخلاقی

دکتر محمود کاظمی[47]، دکتر بهرام بهرامی[48]

تربیت اخلاقی از دیرباز مورد توجه فیلسوفان، معلمین و والدین قرار داشته است. جوامع مختلف نهادها و موسسات اجتماعی نیز در طول اعصار به صورت های گوناگون به این مهم توجه خاصی مبذول داشته اند. تربیت اخلاقی، بدون تردید از مهم ترین وظایف تعلیم و تربیت در هر جامعه است و هدف آن پرورش شهروندانی است که علاوه بر برخورداری از هوش و ذکاوت، افرادی با فضیلت، خیر و نیکوکار بار آیند. از سویی برخی از صاحبنظران تعلیم و تربیت اصولاً تعلیم و تربیت را اقدامی اخلاقی دانسته و رسالت اخلاقی تعلیم و تربیت را ایجاد شرایط مناسب آموزشی و پرورشی جهت بهزیستی نسل های آینده می دانند. امروزه بین دو حوزه تربیت و اخلاق فرق هایی مطرح شده است تا آن جا که صاحب نظران علوم تربیتی و حوزه اخلاق آن دو حوزه را دو علم مستقل می دانند، گر چه سابقاً و در یک جا مورد استعمال و بحث قرار می‌گرفت. گروهی به علم الاخلاق و فلسفه اخلاق روی آورده و جمع دیگری به مباحث علوم تربیتی اشتغال و علاقه دارند. شیوه ها و روش های تربیت اخلاقی، نکته ای است که هنوز از دیدگاه مربیان و دانشمندان علوم اجتماعی مناقشه برانگیز است و اجماع نظر قطعی در مورد آن حاصل نشده و این بیشتر به خاطر ظرافت و حساسیت امر آموزش در زمینه های اخلاقی و ارزشی است. لذا با التفات به نکات فوق، هدف اساسی مقاله حاضر پرداختن به مفهوم شناختی تحلیلی فرایند تربیت اخلاقی از ابعاد و زوایای مختلف می باشد.  براین اساس روش پژوهش در این مقاله از نوع توصیفی –تحلیلی است که با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شد.

˜واژگان کلیدی:تربیت؛ اخلاق؛ تربیت اخلاقی.


 

 

رفتار امدادی: نتیجۀ استدلال منطقی یا هیجان؟

دکتر جواد صالحی[49]، نسیم سهیلی[50]، دکتر غلامحسین انتصار فومنی[51]

رفتار امدادی (یاری­رسان) که موضوع مطالعات زیادی در روانشناسی قرارگرفته عملی است که قصد آن سود رساندن به دیگران باشد. این که رفتار امدادی محصول تفکر منطقی حسابگرانه است یا نتیجۀ حالات هیجانی فرد، یا تعامل پیچیده­ای از این دو تعیین کننده تصمیم فرد می­باشد موضوع داغی است که در حال حاضر در محافل علمی روانشناسی در میان دو دیدگاه شناختی و هیجانی در جریان است. مقالۀ حاضر تلاشی است برای ترسیم وضعیت کنونی پیشرفت­های حاصل شده در این حوزه. طرفداران دیدگاه شناختی معتقدند کهافرادبه­هنگام تصمیم­گیری، می­توانند براساس استدلال­هایاخلاقی خود، که نوعی عملیات شناختی است، ازبینیاری­رسانیوعدم­یاری­رسانییکیراانتخابکنند. در دیدگاه شناختی فرد با موقعیت­های مستلزم قضاوت اخلاقی همانند معمایی که باید حل شود برخورد می­کند، لذا تعیین کنندۀ اصلی رفتار او سطح استدلال شناختی- اخلاقی اوست. از آنجا که مهارتهای شناختی اساس توانایی فرد در توجه به نیازها یا درماندگی دیگران، و نیز تشکیل دهندۀ ظرفیت او در یافتن راه­هایی برای انجام واکنش مناسب در مقابل نیازهای آنهاست، طبیعی است که بین توانایی شناختی و رفتار امدادی، به ویژه رفتارهای امدادی مستلزم مهارت­های شناختی پیچیده، ارتباط وجود داشته باشد. از سوی دیگر طرفداران دیدگاه هیجانی نیز تاثیر ترغیبی و بازداشتی انواع هیجان­ها را بر رفتار امدادی در دو موقعیت اضطراری و غیراضطراری مستندسازی کرده­اند. در موقعیت­های اضطراری رفتار امدادی می­تواند از طریق کاهش برانگیختگی هیجانی ناخوشایند ناشی از مشاهدۀ رنج کشیدن یک قربانی به نفع فرد کمک دهنده نیز باشد. به عبارت دیگر، در موقعیت­های اضطراری کاهش هیجانات منفی که در پی رفتارهای امدادی برای افراد کمک دهنده حاصل می­شود می­تواند انگیزه­ای مهم برای این­گونه رفتارها باشد. در موقعیت­های غیراضطراری، که نوعاً فاقد برانگیختگی هیجانی شدید هستند، باز هم ناظران (کمک دهنده­های احتمالی) با مبادرت به رفتار امدادی اقدام به مدیریت حالات هیجانی ملایم تر خود، یعنی خُلق، می­کنند. کمک­دهی برای کاهش احساس منفی یک تجربۀ تقویت کننده و بهبود دهندۀ خُلق است. در مجموع، می­توان گفت که رفتار یاری­رسان هم بر هیجان و هم بر فرایندهای شناختی که مسئول بازنمایی و یکپارچه­سازی اطلاعات مربوط به قصد، باور و نتیجۀ عمل شخص است استوار می­باشد. به عبارت دیگر، رفتار امدادی محصول هیجان منفی سوق دهندۀ فرد به سوی حساسیت همدلانه ونگرانی نسبت به دیگران، فراشناختی که او از حالت ذهنی آنها دارد، و توانایی وی در یکپارچه سازی این اطلاعات با پیش­بینی اودر مورد پیامدهای واکنش­های عملی­اش به دنبال قضاوت اخلاقی باشد.

˜واژگان کلیدی: رفتار امدادی، استدلال اخلاقی، هیجان، قضاوت اخلاقی، مدیریت خُلق.


 

 

بررسی فرایند رشد اخلاقی از منظرتحول شناختی

ناهید کریمی[52]،دکتر محمود کاظمی[53]، سکینه آقایاری[54]،سیده زهرا مداح کرانی[55]

اخلاق، رشته ای است که مورد توجه روانشناسان و فلاسفه قرار دارد و درحد فاصل این دو رشته قرار گرفته است.تلاش فلاسفه، ارائه توجیه منطقی رفتار اخلاقی و غیر اخلاقی انسانها است،اما روانشناسان به دنبال تبیین وچرایی شیوه هایی هستند که افراد بصورت اخلاقی و غیر اخلاقی رفتار می‌کنند. بررسی رشد اخلاق به طور معمول با طرح نظریه های شناختی تحولی آغاز میشود،به این علت که این نظریه ها نقش اساسی در حوزه ی رشد اخلاقی داشته است.این نظریه ها به عنوان تأثیر گذارترین بررسی های روانشناختی درنظرگرفته شده اند وبا نظریه های پیاژه و کلبرگ و نئوکلبرگی‌ها شناخته شده است. پیاژه رشد اخلاقی را حاصل بلوغ ذهنی و تحول روابط اجتماعی در نظر گرفته است. کلبرگ، برای فرایند رشد اخلاقی مراحلی را در نظر گرفته است و برای هر مرحله وضعیت خاصی را تبیین کرده است.نظریه های تحول اخلاقی پیاژه و کلبرگ، هدف محور و غایتگرا هستند و حرکت به سوی یک وضعیت از پیش تعیین شده را در این نظریه ها در بردارند. انتقادات نئوکلبرگی ها مانند گیلیگان و توریل، از نظریه ی تحول اخلاقی کلبرگ باعث گسترش و تداوم دیدگاه های شناختی در حوزه ی رشد اخلاق فراهم نمود. گلیگان نقد جنسیتی بر نظریه کلبرگ ارائه کرد که تحول اخلاقی را مردانه در نظر گرفته بود وتوریل بین تحول مراحل رشد اخلاقی و تحول شناخت اجتماعی تمایز قائل شد.

˜واژگان کلیدی:رشد اخلاقی، تحول شناختی، مراحل تحول اخلاق، اخلاق خودمحور و دیگرمحور، مراحل پیش قراردادی، قراردادی و پس قراردادی رشد اخلاقی.


 

 

مکانیزم های روانشناختی رشد اخلاق

دکتر جواد صالحی[56]، نسیم سهیلی[57]

مقاله حاضر پژوهشی است پیرامون رشد اخلاق در کودک، که با رویکردی روانشناختی نگاهی مقایسه ای به نحوه رشد و بالندگی اخلاق در کودکان می‌پردازد. در روانشناسی اجتماعی، مکاتب مختلفی به موضوع اخلاق توجه نشان داده و در آن زمینه به بحث و تفحص پرداخته اند. مروری بر ادبیات اخلاق از نظر تاریخچه ای نشان می‌دهد که عامل کلیدی و اصلی در جهت تعریف مبحث اخلاق در این مکاتب، عقیده زیر بنایی یا دیدگاه فلسفی آنها درباره ماهیت انسان است. در این زمینه سه دیدگاه فلسفی قابل تشخیص است که عبارتند از: الف) انسان به طور فطری موجودی بد سرشت است. ب) انسان به طور فطری موجودی نیک سیرت است. ج) انسان به طور فطری نه بد است و نه خوب. هر یک از دیدگاه های فوق با توجه به مبانی اعتقادی که دارند، تعریفی برای اخلاق ارائه داده اند. هر یک از 3 دیدگاه فوق تعاریف منحصر به فردی در زمینه رشد اخلاقی کودک ارائه داده اند که در برگیرنده نقاط قوت و ضعف منحصر به فردی نیز، می‌باشند، و هیچ کدام به طور مطلق نمی توانند مورد قضاوت قرار گیرند. جهت آموزش اخلاق کاربردی و کمک به رشد و بالندگی اخلاق در کودک بهترین روش در نظر گرفتن فاکتورهای مختلف اثرگذار بر نحوه زندگی و همچنینی رشد و بالندگی فرد می باشد.

˜واژگان کلیدی: سرشت، رشد اخلاقی، دیدگاه فلسفی، روانشناسی.

 

ظرایفی از ادب شاگردی در داستان موسی(ع) و خضر پیامبر از نظر علامه حسینی طهرانی

دکتر مریم خوشدل روحانی[58]

یکی از مسایلی که در تعلیم و تعلم اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، برخورداری از ادب شاگردی است که متعلم می‌بایست در مقام تعلیم داشته باشد. ملاقات موسی با خضر در زمانی صورت گرفت که حضرت موسی  به عنوان پیامبری اولوالعزم از وی درخواست می‌کند که با وی همراهی کند. این محاوره در بیان قرانی این گونه نقل می‌گردد: «آيا اجازه مى‏دهى كه با تو بيايم، و تو را بر اين اساس پيروى كنم كه آنچه خدا به تو داده براى اينكه من هم به وسيله آن رشد يابم به من تعليم كنی» کهف(18) /66، خضر نیز وی را دعوت به شکیبایی می‌کند. علامه حسینی معتقد است  مطلب قابل توجه در  این داستان رعايت ادبى است كه موسى (ع) در مقابل استادش حضرت خضر نموده، و اين آيات آن را حكايت كرده است، با اينكه موسى (ع) كليم اللَّه، و يكى از انبياى اولوا العزم و آورنده تورات بوده، مع‌ذلک در برابر يك نفر كه مى‏خواهد به او چيز بياموزد چقدر رعايت ادب كرده است .حضرت موسی از همان ابتدا با سخنی که سرشار از ادب  با خضر صحبت می‌کند   وی در بیانی استفهامی  تقاضای همراهی با وی را می‌کند و گفت: آيا مى‏توانم تو را پيروى كنم؟ دوم اينكه همراهى با او را به مصاحبت و همراهى نخواند، بلكه آن را به صورت متابعت و پيروى تعبير كرد. سوم اينكه پيروى خود را مشروط به تعليم نكرد، و نگفت من تو را پيروى مى‏كنم به شرطى كه مرا تعليم كنى، بلكه گفت: تو را پيروى مى‏كنم باشد كه تو مرا تعليم كنى. چهارم اينكه رسماً خود را شاگرد او خواند. پنجم اينكه علم او را تعظيم كرده به مبدئى نامعلوم نسبت داد، و به اسم و صفت معينش نكرد، بلكه گفت" از آنچه تعليم داده شده‏اى"و نگفت" از آنچه مى‏دانى". در مطالب دیگری نیز علم وی را رشد یافته و ... نامید.این تحقیق بر آن است که به بررسی نکات اخلاقی در داستان موسی (ع) با تکیه بر نظریات علامه حسینی طهرانی بپردازد.  

˜واژگان کلیدی:ادب شاگردی، حسینی طهرانی، موسی، خضر.


 

بررسي تطبیقی تربیت اخلاقی از ديدگاه ارسطو و ابن سينا

اسماعیل خارستانی[59]،فاطمه سیفی[60]،کاظم منافی شرف آباد[61]

تعليم وتربيت امري پيچيده، پردامنه و وقت‌گير است. براي اقدام به اين كار خطير اولين گام تعيين اهدافي است كه  قصد داريم به آنها برسيم و رسيدن به اين اهداف مستلزم استفاده از روش‌ها است. آگاهي از روش‌ها و اهداف تعليم و تربيت بویژه تربیت اخلاقی مستلزم شناخت آراء مربيان و فيلسوفان بزرگ است. از این‌رو هدف پژوهش حاضر بررسي تطبیقی تربیت اخلاقی از ديدگاه ارسطو و ابن سينا می‌باشد. روش مورد استفاده در اين تحقيق كيفي و از نوع بررسي تطبيقي است. جامعه تحقیق شامل کلیه کتاب‌ها، پایان نامه‌ها، مجلات، سایت های اینترنتی و پژوهش‌ها و تحقیقات مرتبط با موضوع تحقیق است.نمونه گيري به شيوه هدفمند انجام شده و بر این اساس از منابع مرتبط با موضوع تحقیق استفاده شده است. ابزار پژوهش نیز فیش برداری بوده است. در این تحقیق ابتدا اهمیت اخلاق و تربیت اخلاقی از نظر ارسطو و ابن سینا بیان گردیده و سپس اهداف و روشهای تربیت اخلاقی این دو فیلسوف مورد بررسی قرار گرفته است. اهداف تربیت اخلاقی ارسطو و ابن سینا از منظر فردی و اجتماعی بررسی شده‌اند. در ادامه شباهت‌ها و تفاوت‌های اهداف و روشهای تربیت اخلاقی ارسطو و ابن سینا تحلیل و بررسی شده است. نتیجه تحقیق نشان می‌دهد که هر دو فيلسوف مهم‌ترين و اصلي‌ترين هدف تعليم و تربيت را رسيدن فرد و جامعه به سعادت وكمال مي‌دانند، كسب اعتدال و ميانه‌روي و كسب فضائل اخلاقي نیز از مهم‌ترین اهداف تربیت اخلاقی این دو فیلسوف است که در این مورد با هم اشتراک دارند. عفت كلام، ترغیب و تشويق و استفاده از تهدید، از مهم‌ترین روشهای مشترک در تربیت اخلاقی ارسطو و ابن‌سینا است. مهم‌ترین تفاوت اهداف تربیت اخلاقی ارسطو و ابن سینا این است که هدف ارسطو از تربيت، فقط سعادت دنيوي است اما ابن سينا به سعادت انسان پس از مرگ نيز معتقد است.  همچنین ارسطو براي دستيابي به سعادت جامعه به اهداف فردي تربيت توجه داشته است اما ابن سينا بيشتر به سعادت خود و اجتماع نظر دارد. تفاوت ارسطو و  ابن سینا در روشهای تربیت اخلاقی نیز این است که ارسطو نسبت به ابن سينا تأکید بيشتري بر استفاده از روش آموزش موسيقي و نقاشي براي تربيت احساسات و عواطف دارد. به علاوه ابن سينا در آثار عرفاني خود يكي از روش هاي تربيت را تربيت عارفانه مي داند. در صورتي كه به نظر مي رسد ارسطو چندان توجهي به اين روش نداشته باشد.

˜واژگان کلیدی:بررسی تطبیقی، تربیت، اخلاق، تربیت اخلاقی، ابن سینا، ارسطو


 

 

آسیب شناسی نظریات علامه مجلسی اول در باب تعلیم و تعلم

دکتر مریم خوشدل روحانی[62]

بحث علم و علم آموزی و آداب آن از مسائل مهم در حوزه علوم اسلامی است. علماء و دانشمندان مسلمان تحت عناوینی همچون حق و تکلیف، در فقه و اخلاق به بحث در این مورد می‌پرداختند. نیاز  به شناخت مجدد و بحث از چگونگی کارآیی این مباحث  در عصر حاضر نیازمند  به آسیب شناسی جدی در این حوزه می‌باشد. علامه مجلسی اول نیز از جمله دانشمندانی است که به  طرح حقوق متقابل استاد و شاگرد می‌پردازد.   از جمله حقوقی که وی برای استاد قائل است عبارتند از: تکریم وی، عدم برتری جویی شاگرد، توجه کامل به وی در هنگام تعلیم، بلند صحبت نکردن در نزد وی و دفاع کامل از استاد، زمانی که در موضع اتهام و غیبت قرار می‌گیرد. وی معتقد است رعایت  تمامی  این امور باید به قصد  رضای الهی باشد. در باره حقوق شاگرد هم به استادان خطاب می‌کند که از هر گونه بذل و بخششی در ارائه علم خود  به شاگرد دریغ نکنند. در مواقع ترک ادب و آداب شاگردی با شاگردان بد رفتاری نکنند که در این صورت خداوند از فضل خود، به علم ایشان می‌افزاید. در صورت بخل ورزی، خداوند علم  استاد را زایل و یا وی را در نزد دیگران بی اعتبارمی گرداند. علامه مجلسی معتقد است كه چون تعليم علوم از اعظم عبادات است غرض از آن نیز رضاى الهى می‌باشد و هر گاه غرض صحيح باشد،  قطعاً استاد خود را بهتر از متعلّم نخواهد دانست. از نظر ایشان معلم و متعلم هر دو مکلفند. لازم به ذکر است وی به جایگاه برتری برای متعلم در فرایند آموزش قائل است. این تحقیق بر آن است که ضمن طرح نظرات علامه مجلسی اول، به آسیب شناسی آن  در رابطه با  مباحث تعلیم و تربیت معاصر بپردازد.

˜واژگان کلیدی: علم، استاد، شاگرد، علامه مجلسی اول، تعلیم و تربیت.

 

بخش هشتم: اخلاق پژوهش

 

بررسی اخلاقی «جعل پیشینه» در پژوهش

سید زین العابدین صفوی[63]   

در اخلاق پژوهش، آفتی پنهان و در عین حال رایج وجود دارد که گاهی از آن نیز به انتحال تعبیر می کنند. انتحال در یک معنا، خود را به نحله یا قبیله ای منسوب کردن و مذهبی را برای خود دعوی کردن است. در اخلاق پژوهش وقتی سخن از انتحال می رود، معمولاً به معنای مشهور آن (سرقت ادبی) می پردازند ولی در این معنی، اندیشه هایی که از فقر سابقه ی تاریخی رنج می برند، تلاش می کنند برای خود پیشینه ای مجعول و شجره نامه ای موهوم، دست و پا کنند. این آفت فراتر از «سرقت ادبی» و پنهان‌تر و بالطبع خطرناک تر از آن است. در این جا از خانه ی دیگران چیزی سرقت نمی شود بلکه مدعی، مال خود را بی اجازه و دزدانه در خانه ی دیگری می گذارد و ادعا می کند که این مال ،نه به من که به این خانه ی معروف تعلق دارد. در پژوهش، گاهی مدعی به صد تقویت ادعای خویش، در تلاش است آن را به مکتب یا نویسنده ای معروف و معتبر منتسب کند و یا برای سخن خود سابقه تاریخی جعل کند. سرقتی که در اینجا رخ می دهد، نه سرقت «ملک»، که سرقت «مالک» است. در سرقت ادبی سارق ادعا می کند این سخن نه مال دیگری که مال من است ولی سارق در اینجا ادعا می کند این سخن مال من  نیست بلکه متعلق فلان چهره ی موجه و بسیار معروف و ریشه دار است. مدعی در این مجال  خود را معمولاً به نحله هایی می بندد که  در دسترس نبوده و در جامعه ی مخاطب مدافعی جدی ندارند و کسی از او دلیل و سند نمی خواهد.طبیعی است که به هنگام مطالبه ی سند مدعی دست به تأویل و تفسیر به رأی می زند. استاد مطهری ، به  مصادیقی از این رفتار در نوشتار های مارکسیست ها و گروه های التقاطی اشاره می کند که با تأویل سخنان برخی از بزرگان تاریخ برای خود پیشینه می سازند. این عمل غیر اخلاقی با بهره گیری از روحیه ی سنت گرایی مخاطب ، انس به گذشته، و برای فرار ازفقر سابقه و تقویت روانی خود و تسهیل القاء نظر به مخاطب صورت می گیرد. کذب، فریب مخاطب ، بی توجهی به حقوق معنوی غیر، استفاده از موقعیت و آبروی دیگران و ضربه زدن به آن و... از جمله عناوینی هستند که در درون این معضل اخلاقی وجود دارد.

˜واژگان کلیدی:اخلاق در پژوهش، جعل پیشینه، سرقت ادبی، انتحال.

 

پژوهش در پرتو اخلاق: با تاكيد بر علوم انساني

الياس بيگدلی[64]،طاهره الهی[65]

دنیای امروزی عصر اطلاعات، ارتباطات و فناوری نامیده شده است و علم و دانش با سرعت سرسام­آوری در حال رشد و پیشرفت است و پایه و اساس همه پیشرفتها هم پژوهش تلقی شده است. اما وقتی موضوع همین عرصه پیشرفت و پژوهش،انسان باشد، حفظ کرامت، حرمت و سلامتش یک مسئولیت همگانی است ولی متأسفانه امروزه ارزشهای اخلاقی کمرنگ شده است. لذا هدف این مقاله بررسی و شناسایی اصول و معیارهای اخلاقی در پژوهش­های علوم انسانی بود. با مطالعه منابع و مآخذ و تدبر در مسائل و چالش­های اخلاقی، رعایت اصول و معیارهای زیر را در انجام پژوهش ضروری یافته و به این نتیجه رسیدیم که اخلاق در پژوهش باید در چهار حیطه مد نظر قرار داده شود؛ اخلاق پژوهشگر (انگیزه پژوهشگر، امانتداری و اجتناب از انتحال، رازداری، حرفه‌ای بودن، شهامت و شجاعت، حقیقت­جویی، تقدم فهم بر نقد، نقدپذیری، پرهیز از دخالت دادن خواسته­های شخصی و گروهی، پرهیز از شتابزدگی و آگاهی از قوانین و مقررات و سیاستها)، اخلاق مربوط به موسسات پژوهشی (سودمندی، کیفیت، آسیب نرساندن، نظارت، دقت و استقلال)، اخلاق مربوط به شرکت کنندگان در تحقیق (رضایت آگاهانه، حریم خصوصی، ناشناس ماندن، محرمانه ماندن، آسیب ندیدن) و اخلاق پژوهشی مربوط به انتشار نتایج (صداقت، احترام به پژوهشگران و همکاران سابق، همگانی بودن و چاپ نتایج). این اصول اخلاقی باید سرلوحه پژوهش و کار پژوهشگر باشد تا ضمن حرکت در مسیر حق و حقیقت­جویی، حقوق فردی، اجتماعی و انسانی دیگران نیز رعایت شود تا نتایج آن ضمن آسیب نرساندن به دیگران در جهت رشد و توسعه و تعالی جامعه بشریت باشد.

˜واژگان کلیدی:اخلاق، پژوهش،علوم انساني، اخلاق پژوهشي.

 


 

بخش نهم:  اخلاق حرفه‌ای


 اخلاق صنفی و کاربردی در نهج البلاغه

دکتر سعید رحیمیان[66]

این مقاله به موضوعی که در مکتب اخلاقی اسلام نخستین بار در احادیث امیر المومنین (ع)  به صورت گسترده مطرح شده یعنی تاکید بر فضایل و محاسن اخلاقی خاص یا پرهیز از رذایل و قبایح خاص  برای گروههای ویژه مانند حاکمان، زنان، ثروتمندان، فقرا و ...  فضایلی مانند سعه صدر مشورت و زهد  برای حاکمان و  قانون پذیری و نصیحت برای مردم تحت حاکمیت مثل غیرت و جبن برای زنان  (که امروزه به اخلاق صنفی مشهور است)  می‌پردازد. همچنین در ادامه به جنبه کاربردی اخلاق  یعنی شیوه های کسب فضایل و دفع رذایل در نهج البلاغه  مانند شیوه ی کسب ملکه‌ی جود و بخشش و حلم یا مقابله با ترس و  کسالت پرداخته می‌شود.در ضمن به شبهه نسبیت اخلاق که در ارتباط با مسئله مزبور مطرح شده جوابهایی ارائه شده و نیز بحث مزبور با مسئله اخلاق ابرمرد در برخی نظامهای اخلاقی مقایسه شده است.

˜واژگان کلیدی:نهج البلاغه، اخلاق کاربردی، اخلاق حرفه‌ای، کسب فضایل، دفع رذایل، اخلاق نسبی.


 

 

اخلاق حرفه‌اي، كاتاليزوري در فرآيند مشاوره

الياس بيگدلي[67]، دکتر طاهره الهي[68]

مشاوره در میان خدمات راهنمايي و بهداشت رواني،يكي از مهم‌ترین فعاليت‌هاست كه راهگشاي بسياري از مشكلات انسان است. هدف اصلي مشاوره كمك به مراجعان در خودشناسي،درك موانع رشد و بالندگي،درك عميق خويشتن،برنامه­ريزي،مسئوليت­پذيري و درنهايت تصميم­گيري جهت سازگاري بهتر و بيشتر با خويشتن و محيط و دستيابي به سلامت رواني است.مشاوره فرايند ارتباط روياروست كه در آن به مراجع كمك مي­شود تا صادقانه رفتار و نگرش و كيفيت سبك زندگي خودرا درمحيطي آزاد وبه دور از تهديد و تحميل ارزيابي نموده و درجهت تغييرات اساسي و مطلوب اقدام نمايد.در امر مشاوره حرفه­اي با همه اهميت و ضرورتش،اگرمعيارها و اصول اخلاقي رعايت نشود نه تنها راه­گشا نبوده بلكه بسترساز مسائل و مشكلالت متعددي خواهد شد.عدم كاربست اصول اخلاقي موجب انحطاط انسانيت وبحران معنويت در جامعه گرديده و روح اعتماد،اميد و صداقت را از افراد جامعه سلب مي­كند.در عوض بكارگيري اصول و معيارهاي اخلاقي در مشاوره نه تنها محدوديت نيست بلكه بعنوان كاتاليزور و بهبود بخشنده كاربست تكنيك­ها،نظريه­ها و مهارت­هاي مشاوره در فرايند درمان و هدايت است و بر تمامي مشاوران و روان­درمانگران ضروري است تا از اصول و معيارهاي اخلاقي و موارد غيراخلاقي حرفه خود آگاه باشند و بامدنظر قرار دادن آنها شأن و منزلت و حقوق انساني و قانوني خود و مراجعان را رعايت نمايند و ميزان خطاي حرفه خود را به حداقل برسانند.ازاين رو لازم بود معيارها و اصول اخلاقي در حرفه مشاوره مورد بررسي قرار گيرد. براي دستيابي به چنين هدفي با بررسی و مطالعه كتاب ها،مقالات و سايت­هاي تخصصي حوزه مشاوره،روان­شناسي و اخلاق اين نتيجه حاصل شد كه اخلاق در حيطه­هاي: حقوق مراجعان،مسائل فرهنگي واخلاقي در مشاوره،اخلاق در روابط دوگانه ويا چندگانه،اخلاق و صلاحيت­هاي حرفه­اي مشاور،مسائل اخلاقي در تشخيص،به­كارگيري آزمون­هاو نگهداري سوابق مورد بحث و بررسي قرارگرفت.پيشنهاد نمي­شود تمام اصول اخلاقي به قانون تبديل شود بلكه  پيشنهاد مي­شود فضايل اخلاقي درمشاوران پرورش يابد.هر مشاور تازه­كار چند سال تحت نظر مشاور برجسته و باتجربه فعايت نمايد، نظام مشاوره و روان­شناسي بر كار مشاوران نظارت بيشتري داشته باشدو آموزش­هاي لازم و بازآموزي مسائل اخلاقي هرساله با برگزاري كارگاه­ها و همايش­ها صورت گيرد.

˜واژگان کلیدی:اخلاق،مشاوره، مراجع.

 

 


 

 

عوامل جامعه شناختی
رعایت اخلاق حرفه‌ای بین کارگران

(مطالعه موردی شهرک های صنعتی شماره1و  2 اردبیل)

دکتر داود عبدالهی[69]،علی اطهر غفاری[70]

    اخلاق حرفه‌ای عاملی است که باعث ایجاد تقید (باید و نباید) در فرد با کمک گرفتن از عنصر وجدان فردی تحت تأثیر عوامل بیرونی می‌گردد. هرچه قدر اخلاق مذکور توسط عناصر اجتماعی یا محیطی به نحو صحیح هدایت و تقویت شود، به تبع آن اثرات آن در خروجی یا محصول نهایی به صورت مطلوب جلوه گر می‌گردد.

هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل تأثیر گذار اجتماعی بر میزان اخلاق حرفه‌ای فرد در محیط کار است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه است نوع تحقیق علی- مقایسه ای است، نمونه مورد پژوهش 371نفر از کارگران و کارفرمایان شهرک های صنعتی شماره 1و2 اردبیل می‌باشند.

ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته شده (شامل 78 سئوال)، مصاحبه و همچنین مشاهده می باشد. یافته ها نشان داد که متغیرهایی چون ثبات شغلی , بهداشت محیط کار, جو صمیمانه در محیط کار, پایبندی به باورها و اعتقادات دینی ,تخصص و نظام تقسیم کار با رعایت اخلاق حرفه‌ای تاثیر معناداری دارند همچنین بین جنسیت ,درآمد و تحصیلات رابطه معناداری مشاهده نشد.

˜واژگان کلیدی:اخلاق حرفه‌ای، تعهد، کار، ثبات شغلی، اعتقادات دینی، درآمد، تحصیلات, جنسیت

 

اولویت بندی شاخص‌های اخلاقی در سازمانها
با استفاده از مدل دایره اخلاق

دکتر رضا پیرایش[71]

امروز در تجزیه و تحلیل رفتار سازمانها، پرداختن به اخلاق و ارزش های اخلاقی یکی از الزامات است. نماد بیرونی سازمانها را رفتارهای اخلاقی آنها تشکیل می‌دهد که خود حاصل جمع ارزش های گوناگون اخلاقی است که در آن سازمانها، ظهور و بروز یافته است. عده ای از دانشمندان مدیریت بر مبنای نظریه روان شناختی کولبرگ در صدد ارایه نظریه ای در تفسیر تحول اخلاقی سازمانها بر آمدند.از نظر آنها سازمان به موازات توسعه و تحول سازمانی غالبا از بنگاههای کوچک به سازمانهای بزرگ از جهت اخلاقی نیز تکامل می یابند و به تدریج از سازمان غیر اخلاقی به سازمان اخلاقی میرسند. پنج مرحله برای این فرایند توسط صاحب نظران پیشنهاد شده است.مرحله اول،سازمان غیر اخلاقی، مرحله دوم سازمان قانون‌گرا، مرحله سوم، سازمان اخلاقی ابزار انگار، مرحله چهارم سازمان اخلاق فردگرا، مرحله پنجم سازمان هویت اخلاقی. در شرایط کنونی رعایت نشدن برخی معیارهای اخلاقی، نگرانی های زیادی را در بخش های دولتی و غیردولتی به وجود آورده است. سقوط معیارهای رفتاری در هر دو بخش دولتی و غیر دولتی، پژوهشگران را واداشته تا در جستجوی مبناهای نظری در این رابطه بوده تا بتوانند مسیر مناسب اجرایی آن را فراهم سازند.

 این پژوهش، در صدد است تا بر اساس مدل دایره اخلاق مهم‌ترین مولفه های اثر گذار در این زمینه را شناسائی نماید چرا که از عمده ترین دغدغه های مدیران کارآمد در سطوح مختلف، چگونگی ایجاد بسترهای مناسب بـرای عوامل انسانی شاغل در تمام حرفه ها است تا آنها با حس مسئولیت و تعهد کامل به مسایل در جامعه و حرفه خود به کار بپردازند و اصول اخلاقی حاکم بر شغل و حرفه خود را رعایت کنند. اولین گام در دستیابی به این اهداف درک صحیح از مفهوم اخلاق و شناسایی عوامل تاثیرگذار بر رفتار اخلاقی کارکنان در سازمان می باشد تا در گام های بعدی بر روی این عوامل مداقه لازم صورت پذیرد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و توسعه ای بوده و از نظر روش و شیوه از نوع توصیفی و تحلیلی می باشد. هدف این مقاله تبیین مولفه های مهم اخلاقی در تئوری های اخلاق سازمانی بر اساس مدل دایره اخلاق و اولویت بندی شاخصهای آن بر اساس ویژگیهای فرهنگی جامعه می باشد.

˜واژگان کلیدی:تئوری‌های اخلاقی، مدل دایره اخلاق، رفتار اخلاقی سازمانی ، نسبیت اخلاقی


 

 

تاثیر هوش اخلاقی در سازمان ها

دکتر ملیکه بهشتی فر[72]،رضوان محمدرفیعی[73]

هوش اخلاقی اشاره به توانایی اعمال اصول اخلاقی در اهداف شخصی، ارزش ها و فعالیت های فرد دارد و به مفهوم ظرفیت وتوانایی درک مسائل خوب از مسائل بد است.

هوش اخلاقی شامل گستره ی فراشناختی یا فراعملی است که واکنش شناخت ها، نگرش ها و فعالیت های اخلاقی را در چارچوب سیستم های ارزشی فردی امکان پذیر می سازد. هوش اخلاقی، "هوش حیاتی"  برای همه انسان ها است (نقطه عطفی برای تمام هوش ها محسوب می‌شود)، به دلیل اینکه هوش اخلاقی  اشکال دیگرهوش را به انجام کارهای ارزشمند هدایت می‌کند. اعمال و رفتارهای اخلاقی و ارزشی مدیران، نظیر رفتارهای منصفانه، صادقانه و احترام آمیز از طریق ساز وکارهای مطرح در حوزه نفوذ و تأثیراجتماعی بر احساسات و نگرشهایی نظیر رضایت، تعهد و وفاداری و همچنین بر ادراکاتینظیر اعتماد و عدالت ادراک شده کارکنان تأثیرگذار است. این رفتارها در حقیقت  همان  اصول هوش اخلاقی می‌باشند و مدیران با رعایت این اصول که موجب خلق اعتماد درکارکنان سازمان می‌شود،گامی بزرگ در جهت  رسیدن  به اهداف سازمان خود بر می‌دارند. هدف هوش اخلاقی این است که هویت فرد را حفظ می‌کند، و نه تنها از هویت فردی بلکه از هویت گروه و هویت اجتماعی حمایت می‌کند. هوش اخلاقی به زندگی فرد هدف می‌دهد و رفتار مناسب را تقویت می‌کند و قادر است پایداری زندگی اجتماعی را درطول زمان فراهم سازد.

 

اصول اخلاقي در نام و نشان تجاري

دکتر حسين عظيمي[74]،حميد نورعلي‌دخت[75]

اصولاخلاقي به صورت بخشي از سياست‌هاي رسمي و فرهنگ غير رسمي سازمان‌ها در آمده و بسياري از مسائل سازماني را تحت‌الشعاع قرار داده است. اين موضوع در خصوص نام و نشان شرکت‌ها، محصولات و خدمات آن‌ها نيز صادق بوده و اين سوال را با خود به همراه داشته است که آيا ايجاد نام و نشان بايد اخلاقي باشد؟ مقاله حاضر با هدف بررسي اصول اخلاقي در نام و نشان تجاري، به تشريح زوايا و ابعاد فلسفي و عيني اين موضوع پرداخته و نشان داده است که معاني نام و نشان تجاري به نقش و ارزش آن در فلسفه زندگي ذينفعان بستگي داشته و قيود اخلاقي خاص خود را به همراه دارد. با اينحال اصول رفتاري سازمان‌ها در اين خصوص به راحتي قابل تعريف نبوده و عليرغم توافق اکثر سازمان‌ها در زمينه اخلاقي بودن نام و نشان تجاري، اصول اخلاقي در پوششي از اهداف سازمان‌هاي تجاري نظير رسوخ در بازار، افزايش سودآوري و جذب مشتريان، مغفول واقع شده است.

˜واژگان کليدي:نام و نشان تجاري، اصول اخلاقي، سازمان، ارزش‌هاي اخلاقي

 

فلسفه اخلاق سازماني و تصميم‌گيري‌ اخلاقي در سازمان‌ها

دکتر حسين عظيمي[76]،حميد نورعلي‌دخت[77]،آمنه جليلوند[78]

مديران سازمان هميشه در مواجهه با امور حرفه‌اي ناچار از تصميم‌گيري‌اند. تصميم‌هاي آنان در قالب مقررات، آيين‌نامه‌ها، بخشنامه‌ها و مصوبات در سازمان منشاء اقدام‌ها مي‌شود. تصميم‌گيري به طور منطقي حاصل فرايند تصميم‌سازي است و تصميم‌سازي محتاج مميزي اخلاقي است. سازمان بايد در فرايند تصميم‌سازي، معياري را براي ارزيابي اخلاقي بودن تصميمات در نظر گيرد و به اين سوال‌ها پاسخ دهد که آيا اين تصميم اخلاقي است؟ آيا اين آيين‌نامه‌ منصفانه است؟ آيا اين بخشنامه عادلانه است؟ آيا اين مصوبه موجب تحقير، توهين يا ضرر رساني به ديگران نيست؟ بحران کنترل و بحران تشريفات زايد اداري بر اساس آنچه گرينر مطرح ساخته است، از جمله بحران‌هايي است که فلسفه تصميم‌گيري‌هاي اخلاقي و پايبندي به اصول و قواعد اخلاق سازماني را از طريق هماهنگي، همکاري و همدلي بين اعضاي سازمان به چالش مي‌کشاند. امروزه معماهاي اخلاقي در سازمان‌ها، از ابعاد مختلف تفسير شده و تلاش مي‌شود تا با وضع چارچوب‌هاي نظام‌مند تحت عنوان منشور اخلاقي، مديريت اخلاقي واحدي در سازمان حاکم شود. در اين راستا، مقاله حاضر با هدف تشريح فلسفه اخلاق سازماني و مدل تصميم‌گيري‌هاي اخلاقي در سازمان‌ها، به تشريح اخلاق سازماني از بعد فلسفي و کارکردي پرداخته، کدهاي اخلاقي و مدل تصميم‌گيري‌هاي اخلاقي متناسب با اصول و قواعد علمي و باورها و ارزش‌هاي اساسي را تبيين نموده و تلاش نموده است به اين سوال پاسخ دهد که به چه شيوه‌اي مي‌توان در سازمان‌ها، مديريتاخلاقي ايجاد نمود تا متعاقب آن تصميم‌گيري‌هاي سازماني مبتني بر اخلاقيات باشد.

˜واژگان کليدي:مديريتاخلاق، اخلاق سازماني، تصميم‌گيري اخلاقي، فلسفه اخلاق


 

 

رویکردهای اخلاق حرفه‌ای در کتابداران ومجموعه سازی کتابخانه‌ها برای خدمت به کاربران

علی رنجبر[79]،رضا تاج آ بادی[80]، محمد جمال باقری[81]،سمیه شعبانی[82]

هدف این مقاله، بررسی اخلاق حرفه‌ای در کتابداران با تأکید بر پدیده سانسور در مجموعه‌سازی کتابخانه‌ها است. در حرفه کتابداري قوانين و اصول معمولا بر اعمالي اشاره دارد که انتظار می‌رود در جهت اهداف، مقاصد و الزام‌های حرفه‌اي باشد. ضروري است کتابداران و متخصصان اطلاع رساني در کتابخانه‌ها خود را ملزم به رعايت اصول اخلاقي بدانند و با رعايت اخلاق حرفه‌ای کتابداري که خود جزيي از آموزه‌های کتابداري است، برخوردي موثر و مناسب با مراجعان داشته باشند. حرفه‌ای بودن در کتابداری متضمن ایجاد قابلیت دسترسی به اطلاعات صحیح و قابل اعتماد، حفظ اعتماد مراجعین، رعایت حق مالکیت معنوی مربوط به تولید اطلاعات و حفظ میراث فرهنگی عمومی است. اخلاق حرفه‌ای کتابداران به منظور سهولت دسترسي به اطلاعات و تشويق کتابخانه‌ها و کارکنان آنها به حفاظت خصوصي و محرمانه از استفاده قانونمند افراد از کتابخانه‌ها و منابع آنهاست. کتابداران و اطلاع رسانان در زمينه انجام وظايف حرفه‌ای خود در جامعه مسئولیت‌های اخلاقي خاصي دارند تا آزادي افراد بر اثر فشارهاي محيط خدشه دار نشود و امکان همزيستي همگان با تبادل درست اطلاعات فراهم آيد. مقاله حاضر پس از بيان تعاريفي از اخلاق، لزوم و ضرورت آن، دانش اطلاع رساني و حوزه‌های مربوط به آن؛ اهميت پايبند بودن به اصول و قواعد اخلاق حرفه‌ای در مسائل و موضوعات مختلف دانش اطلاع رساني را متذكر و به شناخت و آگاهي هرچه بيشتر پاره‌ای از مهم‌ترین وظايف و مسوولیت‌های كتابداران و متخصصان اطلاع رساني در پرتو اخلاق حرفه‌ای كمك می‌کند و به عنوان راهنماي كاري آنها، موجبات شناخت عموم جامعه از فعالیت‌هایشان را فراهم خواهد ساخت. راهكارهای پیشنهادی در این زمینه عبارتند از: آموزش افراد متخصص در زمينه اخلاق حرفه‌ای كه هم در رشته كتابداري متخصص باشند هم از علم مديريت و اخلاق آگاهي داشته باشند؛ برگزاري دوره‌هایی مختص مديران کتابخانه‌ها به منظور بررسي اخلاق حرفه‌ای؛ استفاده از مديراني در کتابخانه‌ها كه با اخلاق حرفه‌ای كتابداري آشنايي دارند؛ تدوين منشور اخلاق حرفه‌ای براي كليه کتابخانه‌ها اعم از كتابخانه عمومي، دانشگاهي، تخصصي و كودكان و غيره؛ الگو قرار دادن و توجه به منشور اخلاقي كتابداران و وجود اصول مكتوب اخلاق حرفه‌ای در هر کتابخانه‌ای؛ برگزاري بيشتر دوره‌های آموزشي اخلاق حرفه‌ای براي كتابداران؛ تدريس درس اخلاق در كتابداري و اخلاق حرفه‌ای در دانشگاه‌ها براي رشته كتابداري.

˜واژگان کلیدی:اخلاق حرفه‌ای ،سانسور در کتابخانه‌ها، ممیزی، منشور اخلاقي کتابداران، مجموعه سازی، کتابداري و اطلاع رساني، قوانين.


 

 

عوامل و زمینه های رشد اخلاق کار
 از دیدگاه امام علی(علیه السلام)

محمد علی مشایخی پور[83]، دکتر عبدالهادی فقهی زاده[84]

اهتمام و توجه قرآن به اخلاق و تأکید پیامبران عظام و ائمه اطهار(علیهم السلام) بر متخلق شدن به آن، حکایت از نقش بی بدیل آن در زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد. براین اساس توجه و بکارگیری آن در تمامی حوزه های زندگی ضرورتی اجتناب ناپذیر است. کار نیز بواسطه ارتباط تنگاتنگ با اخلاق به نتایج مطلوب و شایسته منتهی نخواهد مگر اینکه رویکردی اخلاق گرایانه در آن مد نظر قرار گیرد. دراین میان عواملی نیز در تقویت چنین رویکردی موثرند. این مقاله درصدد است با استناد به آیات و روایات و به ویژه با تکیه بر کلمات گهربار امام علی (علیه السلام) این عوامل را شناسایی و مورد تجزیه وتحلیل قرار دهد.

˜ واژگان کلیدی:اخلاق کار، امام علی(علیه السلام)، نهج البلاغه


 

بخش دهم: اخلاق و موضوعات دیگر

 

 بحثی در ارتباط بین حوزه اخلاق و کارکردهای شناختی ذهن انسان

دکتر منوچهر ذاکر[85]

یکی از مسائل اصلی در فلسفه اخلاق، پرسش از وسعت و شدت دترمینیزم در بروز رفتارهای اخلاقی و غیراخلاقی در انسانها می‌باشد. مطالعه دترمینیزم در حوزه ارزشهای اخلاقی چه برای تفکری که به آزادی در حوزه عمل و گزینش امر اخلاقی معتقد است و چه تفکری که نقش دترمینانها را در اخلاق بسیار تعیین کننده میداند، حائز اهمیت است. در بحث دترمینیزم نیز یکی از موضوعات اصلی دترمینیزم روان شناختی و بیولوژیک است. در این سخنرانی نخست به مطالعه برخی کارکردهای ذهنی انسان که جنبه شناختی یا cognitiveدارند می­پردازیم. بدین منظور ما نخست کارکردهای یونگی روان انسان (Jungian psychic functions) را مد نظر قرار می­دهیم. سپس رابطه بین این کارکردهای ذهنی و حوزه اخلاق را مطالعه میکنیم. استفاده از این کارکردهای یونگی منجر به شکل گیری تعدادی نظریه نوع شناسی شخصیت شده است. در حوزه فضایل اخلاقی به طور مشخص ما موضوع وفاداری را مورد مطالعه و بررسی بر حسب کارکردهای یونگی قرار میدهیم که یکی از موضوعات اصلی این مقاله است. نشان خواهیم داد که فضیلت وفاداری از طریق مقوله خاطره به ویژگیها و پتانسیلهای ذهنی مغز انسان گره می‌خورد. ارتباط مابین ویژگیهای ذهن انسان و حوزه اخلاق از یک نظر صورت تکامل یافته نظریه خلق و خو  (theorytemperament) است. در تاریخ اندیشه برخی از متفکرین که از نظریه های خلق و خو بهره برده اند، استفاده از آنها را به حوزه خصوصیت‌های اخلاقی توسعه داده اند. بعنوان مثال ابن سینا از نظریه باستانی عناصر اربعه و کانت از نظریه چهار خلق و خوی یونان باستان استفاده کرده اند. تفاوت خط مشیهای قدیمی و کلاسیک با آنچه در این سخنرانی مطرح می‌شود تفاوت بین یک نظریه خلق وخو با نظریه های نوع شناسی و طبقه بندی شخصیت است. علاوه بر آن گذر از خلق و خوهای اخلاقی به حوزه ارزش‌ها و فضیلت‌های اخلاقی در متنی روانشناسانه ترسیم خواهد شد که هم جنبه تحلیلی داشته و هم  قابل مطالعه بالینی یا کلینیکال هستند.

˜واژگان کلیدی: فلسفه اخلاق، دترمینیزم، ارتباط ویژگی‌های ذهن انسان و اخلاق.


 

 

 

اخلاق مجازی یا فضای مجازی اخلاقی؟

خدیجه حسن بیگ زاده[86]

در اين نوشتار ضمن تعریف جهان مجازی و مقایسه ی آن با دنیای واقعی به بررسی تعامل میان اخلاق و جهان مجازی پرداخته و رویکرد های مختلف در قبال آن را مورد توجه قرار می دهیم عده‌اي معتقدند كه ميزان اخلاق، خود كاربران هستند و اخلاق در بطن فضاي مجازي و باتوجه به شرايط مقطعي حاصل مي‌شود و برخي ديگر نيز معتقدند با توجه به تنوع آداب و رسوم و هنجارهاي موجود در جوامع مختلف نمي توان يك قاعده اخلاقی عيني را تدوين نمود اما در ديدگاه اديان و به خصوص اسلام رأي بر مطلق و جهان‌شمول بودن احكام اخلاقي است چون برگرفته از تعاليم ديني و الهي است.

˜واژگان کلیدی: جهان مجازی، اخلاق، اخلاق در فضاي مجازي، معيار اخلاقي.


 

 

 

توسعه پايدار در جامعه مصرف گرا

مهدي دادگري علمداري[87]، مصطفي تقوي[88]

در اين نوشتار سعي خواهد شد مصرف­گرايي به عنوان يکي از مشکلات پيش روي تحقق توسعۀ پايدار معرفي شود. فرهنگ مصرف با ترغيب مردم به خريد بيشتر کالاهاي مصرفي شرايطي را بوجود آورده است که سيستم توليد و توزيع و دور ريز کالاها چنان سرعتي به خود بگيرد که با شرايط لازم براي تحقق توسعۀ پايدار بسيار فاصله دارد. همچنين تلاش مي­شود با نشان دادن برخي شواهد از وضعيت کنوني جهان از نظر محيط­زيستي و انساني، به ميزان فاصلۀ جامعه جهاني از آرمانهاي توسعۀ پايدار اشاره شود. در نهايت به اين مساله اشاره خواهد شد که به علت اختلاف در مباني فکري و اخلاقي حاکم بر توسعۀ پايدار و مصرف­گرايي، امکان تحقق توسعۀ پايدار بدون تغيير فرهنگ مصرف­گرا وجود نخواهد داشت.

˜واژگان کلیدی :توسعۀ پايدار، مصرف­گرايي، مدگرايي، آزادي، عدالت


 

ترجیح اخلاقیِ کالای تولید داخل بحثی در اخلاق مصرف

سید محسن اسلامی[89]

مصرف‌کنندة اخلاقی کسی است که در انتخاب و مصرف (خرید) کالا ملاحظات اخلاقی را در نظر می‌گیرد. از مهم‌ترین ملاحظات که او باید در نظر بگیرد، ویژگی‌های تولیدکننده است. برای مثال، برای مصرف‌کنندة اخلاقی مهم است که آیا تولیدکننده با کارکنان خود عادلانه رفتار می‌کند یا نه؛ او کالای تولیدکننده‌ای را که برخورد عادلانه دارد، در شرایط برابر یا نزدیک، بر کالاهای بدیل‌ ترجیح می‌دهد. حال، آیا ویژگی «داخلی» یا «خارجی» بودن تولیدکننده نیز می‌‌تواند در تصمیم‌گیری و انتخابِ اخلاقی تأثیر بگذارد؟ به بیان دیگر، آیا این ویژگی، همانند رفتار عادلانه با کارکنان، از ویژگی‌های اخلاقاً مربوط است؟ به نظر می‌رسد پاسخِ این سوال مثبت است و می‌توان به سودِ آن استدلال کرد. برای پاسخ به این سوال، مقاله در سه بخش پی گرفته می‌شود. در بخش نخست، تفکیکِ پیشنهادی نگارنده برای تقسیم کالا به ساده و پیچیده طرح می‌شود. سپس موقعیت مورد بحث را روشن می‌گردد. در انتها دو استدلال در دفاع از مدعای مقاله عرضه می‌شود: استدلال از راه دیگرخواهی و استدلال از راه عقلانیت. بنا بر استدلال از راه دیگرخواهی، اگر معتقدیم دیگران بر ما حقی دارند یا ما نسبت به دیگران وظیفه‌ای داریم، از لوازمش این است که کالای سادة داخلی را بر بدیل خارجی ترجیح دهیم، زیرا این کار به بهبود زندگی دیگران (هم‌وطنان ما) کمک شایانی می‌کند. و بنا بر استدلال از راه عقلانیت، لازمة پایبندی به عقلانیت هدف-وسیله این است که برای رسیدن به کالاهای عمومی (هدف) باید کالای سادة داخلی را بر بدیل خارجی ترجیح دهیم (وسیله).

˜واژگان کلیدی:مصرف اخلاقی، اخلاق مصرف، کالا–تقسیمات، کالای ساده/ پیچیده، کالای داخلی، اخلاق کاربردی، حمایت از تولید ملی


 

 انرژی اتمی و بایسته های اخلاقی آن

میثم امانی[90]

آنچه در پی خواهد آمد تبیین چگونگی ارتباط ضروری بین به کارگیری انرژی اتمی و بایسته های اخلاقی است. هر فعلی که متصف به یکی ازاین هفت مفهوم ؛ خوب یا بد، صواب و خطا، باید و نباید و وظیفه بشود اخلاقاً الزامی خواهد بود و یک بایسته اخلاقی به شمارخواهد رفت. فرض براین است که علم و اخلاق و ازآن نمونه، انرژی اتمی و اخلاق نمی‌تواند گسسته و جدای از هم باشد. عوامل و بسترهایی در طول تاریخ و درحال حاضر وجود دارد که این موضوع را پدید آورده است؛ گسست رابطه علم و اخلاق درغرب، کشتار مردم هیروشیما و ناکازاکی و بحران محیط زیست فعلی،  عوامل و بسترهایی است که درطول تاریخ و درحال حاضر ،موضوع یادشده را پدید آورده است. با دید اخلاق هنجاری و با عنایت به نظریه غایت گروی می‌توانیم بگوییم به کارگیری انرژی اتمی هم آثار مثبت دارد و هم ممکن است آثارمنفی داشته باشد. با دید اخلاق توصیفی؛ اخلاق اسلامی ، نیز می‌توانیم بگوییم که به کارگیری انرژی اتمی بدون درنظر گرفتن اصول و قواعد اخلاق اسلامی میسر نیست و گرنه غیراخلاقی خواهد بود بنابراین ها، به کارگیری انرژی اتمی لازمه اش،  پای بندی به الزامات و بایسته های اخلاقی است.

˜واژگان کلیدی:انرژی اتمی، اخلاق، اخلاق هنجاری، اخلاق اسلامی، بایسته‌های اخلاقی.

 

توصیفات غیر اخلاقی در سه اثر اخلاقی غزالی در مبحث زنان

دکتر فروغ رحیم پور[91]

در مباحث حکمت عملی و در کتب اخلاق گاه به آموزه ها و تعالیمی پیرامون زنان برمی‌خوریم که طی آن نویسنده در خصوص نحوه  معاشرت و برخورد با زنان توصیه و دستورالعملهایی ارائه کرده و یا روان شناسی و تحلیل طبیعت و سرشت زنان را مورد توجه قرار داده و ویژگیها و خصوصیاتشان را بیان نموده است.ابوحامد محمد غزالی اندیشمند بزرگ قرن پنجم در سه اثر اخلاقی خود: احیاءالعلوم،کیمیای سعادت و نصیحة الملوک به بحث زنان پرداخته و در لابه لای نوشته های خود،تعابیر و مضامین ناشایستی را به کار برده  که به نظر میرسد مناسب جا گرفتن در کتاب اخلاق نیست .همچنین با توجه به این مضامین به نظر میرسد وی نتوانسته در این بخش در جایگاه یک معلم اخلاق قرار گیرد و در جهت ارتقاء شان و کرامت انسانی گام بردارد.

این مقاله با تبیین فضای اخلاقی حاکم بر بحث زنان در این سه اثر غزالی ، می‌کوشد ناهماهنگی  موجودمیان محتوای کتاب با مدعای آن _ یعنی تعلیم اخلاق_ را آشکار کند واز این رهگذر،خواننده را متوجه پارادوکس اخلاقی این متون بنماید.

˜واژگان کلیدی: غزالی ،زنان،احیاءالعلوم،کیمیای سعادت، نصیحة الملوک

 

افسانه‌ اخلاق

دکتر محسن طلایی ماهانی [92]

در این مقاله ابتدا از دو جنبه مثبت و منفی مفهوم "افسانه" استفاده و نسبت آن با "اخلاق" مطرح می‌شود. جنبه مثبت در تعریف افسانه روح جمعی است. بشر به دنبال تقویت بنیادهای روح جمعی اش به افسانه ها، توتم ها و آیین ها پناه می‌برد. چنین به نظر می‌رسد که اخلاق یکی از اصیل ترین مظاهر گرایش بشر به روح جمعی است. از جنبه مثبت نسبت افسانه و اخلاق منجر به تقویت اخلاق می‌شود. از جنبه منفی معنای افسانه معنای دیگری داشته که با واقعیت فاصله دارد. در اینجا افسانه امر مذموم و ناپسندی است و نسبت افسانه و اخلاق، نه تنها تأیید افسانه اخلاق نیست بلکه پرهیز اخلاق از افسانه شدن است. مقاله در هر دو جنبه حرفهایی دارد. در اینجا از برخی دیدگاههای کاسیرر و ویتگشتاین بهره خواهیم برد. مفهوم افسانه را از کاسیرر و مفهوم روح جمعی را از ویتگنشتاین عاریت گرفته ام. سپس به آسیب شناسی اخلاق اجتماعی خواهیم پرداخت و بر تفاوت اخلاق فردی و اجتماعی تأکید خواهد شد. اخلاق اگر صرفاً در محدودة ملاحظات، دستورات و از همه مهم تر زمینه ها و بسترهای فردی خلاصه شود، جز افسانه ای به همان معنای منفی، بیش نیست. در نهایت با تکیه بر برخی خرده فرهنگهای جامعه ایران که عمدتاً مصادیق و نمونه های مبتنی بر تجربه شخصی نگارنده در شهر زنجان و برخی مظاهر اخلاقی در این شهر است به جنبه های کاربردی بحث خواهیم رسید.

˜واژگان کلیدی:اخلاق، افسانه، روح جمعی، اخلاق فردی.


 نظام همسایگی بمثابه
یک سازمان اخلاق در قرآن و حدیث

دکتر یوسف فتحی[93]

علیرغم پیشرفت‌های فناوری و صنعتی شدن جوامع، انسان از اخلاق دور شده و جامعه بشری به ورطه هرج و مرج و بی سازمانی اخلاقی فروغلطیده است. زندگی اخلاق مندانه انسان به خطر افتاده و سلامتی روانی و اجتماعی در معرض تهدید قرار گرفته است. در تحقیقات جدید، واحد همسایگی(محله) به عنوان یک محیط جغرافیایی و اجتماعی و فرهنگی، در تنظیم رفتار و اخلاق مندی شهروندان از یک سو و امتناع از نا بهنجاری های اخلاقی- اجتماعی از سوی دیگر مهم تلقی گشته است. سئوال تحقیق این است: آیا قرآن و حدیث به نظام همسایگی به یک سازمان اخلاق تاکید دارند؟ روابط اخلاقی در نظام همسایه چگونه است؟ نظام همسایه چه نقشی در مشارکت مردم برای سلامتی اجتماعی دارد؟ فرضیه تحقیق این است که قرآن و حدیث ترسیم مشخصی از اخلاق نظام همسایگی و تاکید فراوان بر اخلاق همگرایی افراد و امتناع از واگرایی در محله می‌کند و از آنجا که در محله اکثریت افراد همدیگر را می‌شناسند نقش اساسی در مشارکت و سلامت اجتماعی دارد. نتیجه تحقیق نشان می‌دهد: اول، قران و حدیث مسئولیت اخلاقی ساکنین محله در قبال یک دیگر را در سطح محارم قرار می‌دهند. دوم، احساس یگانگی و همدلی اهالی محله باعث مشارکت ساکنین در حل مسائل همدیگر می‌گردد. سوم، فضای همگونی روان شناختی و همگرایی جامعه شناختی، سلامتی محله تضمین می‌کند. چهارم، سلامتی محله ها به عنوان عضوی از جامعه کلان، سلامتی کل جامعه را تامین می‌کند. از این رو قرآن و حدیث برای تشکیل یک جامعه ی پویا به نظام محله اهمیت می‌دهد. هویت یابی محله ای را مقدمه ای بر هویت یابی اجتماعات کلان محسوب می‌کند. منابع اصلی تحقیق قرآن و برخی تفاسیر و متون روایی معتبر و آثار اجتماعی مربوط به نظام محله است. روش تحقیق مقاله کتابخانه ای است.

˜ واژگان کلیدی:قرآن، حدیث، همسایه، اخلاق همسایه‌داری، مشارکت همسایه‌ای

 

واکاوی تطبیقی مراقبه در حکمت متعالیه و علم اخلاق

غلامرضا رمضانی پور[94]

بر اساس کریمه‌ی﴿وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ﴾(جمعه،3) (رسول، آنها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) دین، برنامه شکوفایی، مقام لایقفی و قابلیتِ نامتناهی بودن نفس ناطقه انسانی عطا می‌کند. این مقصد اعلی و مرصد اسنی در قالب فقه، اخلاق و حکمت متعالیه متحقق می‌شود.که هرکدام از این سه حوزه درون دینی، براساس قابلیت‌هایی که دارند وظایف، نقش‌ها و نتایج متفاوت و نه مخالف را در یک سلسله طولی ایفا نموده تا استعداد نفس مبنی بر اتصال به نشئه ملکوت و تشبه به عالم اله شکوفا شود. لذا مبحث حضور و مراقبه در اخلاق و فقه در مراتب مقدماتی و مراقبه در حکمت متعالیه در مراتب عالی‌تر، اوج برنامه‌های دین برای انسان سازی است. مراقبت مطروحه در علم اخلاق و فقه بیشتر بر جنبه‌های ترک رذائل نفسانی و نیز تثبّت در اجرای احکام شرعی به جهت حفظ قابلیت نفس می‌باشد. در مرتبه اعلی‌تر، حکمت متعالیه مأمور رساندن نفس مُهذّب به مقام لقاء الله و توحید صمدی قرآنی است. مراقب اخلاقی، خویش را رقیب نفس خویش قرار می‌دهد و همین مقدار تقیّد به دین و استفاده از کتاب‌های اخلاقی و خطابه‌های اقناعی منتج به نتیجه می‌شود. امادر مراقبت حکمی- عرفانی براساس کریمه‌ی﴿إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا﴾(نساء،2) (كه خدا همواره بر شما نگهبان است)حکیم ربانی سعی می‌کند تا حق متعال را براساس اسم «رقیب»، مراقب و رقیب خود بداندکه دست یابی به این مرتبه از حضور و مراقبت تنها در ذیل وجود استاد راه یعنی انسانِ کاملِ مکمل، میسّر می‌باشد. در فقه و اخلاق در تطهیر حواس ظاهری، عابد و زاهد از گناه توبه و شسته شده و بهشت ذاتیِ جان اوست. اما در مراقب عرفانی سالک با تطهیر قوای باطنی از توجه به هرچه غیرخدا شسته شده و از قصور در عبادات توبه می‌کند، و «بهشت آفرین»، ذاتی جان اوست. در نهایت مراقب اخلاقی و فقهی« اَهلَ الجَنَّه» وحکیم ِموحّد و فیلسوفِ متألّه در سیر حکمت متعالیه، «اَهلُ الله» شده و به« جَنَّتُ اللقاء» واصل می‌شود.

˜واژگان کلیدی:حکمت متعالیه، توحید صمدی قرآنی، حضور و مراقبت، اخلاق


 

 

 هرم اخلاقی مولانا

دکتر حمیدرضا محمدی[95]

بررسی تاریخ فلسفه اخلاق نشان می‌دهد که به رغم تلاش های صورت گرفته، هنوز هیچ فلسفه غالب اخلاقی در بین فلاسفه اخلاق وجود ندارد. این نوشتار ضمن تحلیل این موضوع، تکثر آرای انسان شناسانه فیلسوفان را دلیل این امر دانسته و با بررسی اندیشه های عارفان بویژه مولانا، می‌کوشد تا با استفاده از انسجام و نیز افق وسیعی که «انسان شناسی» و «خود شناسی» مولانا  در اختیار مخاطب قرار می‌دهد ، نظام اخلاقی مولانا را تحت عنوان «هرم اخلاقی مولانا» استخراج و ارایه نماید. در این مقاله ضمن شرح و بسط ساختار نظام اخلاقی مولانا به تفاوت های ماهوی آن با نظام های اخلاقی فلسفی اشاره شده است، و در پایان نیز به بررسی نتایج نظام اخلاقی مولانا پرداخته است .

˜واژگان کلیدی:اخلاق، انسان شناسی، فلسفه اخلاق، اخلاق عرفانی، مولانا، نظام اخلاقی، هرم اخلاقی


 

 

 اخلاق وکرامت انسان در قرآن وروایات

محمد حسین مردانی نوکنده[96]

 انسان گل سر سبد آفرينش و دُردانه کائنات است و ممتاز ترين و برجسته ترين آفريده هاي رب العالمين است. انسان خليفه خداست و اين مقام والا با سر مايه  اخلاق وکرامت عجين شده و با شکوفايي اين استعدادهای خدادادي تجلي مي يابد. انساني که از اخلاق وکرامت برخوردار است خود را به گناه و انحراف آلوده نمي کند و پيوسته در مسير تزکيه و پاکي گام بر مي دارد . نظام هستي بستر کريمانه اي است که انسان را به سوي کرامت واخلاق دعوت می‌کند. چه نيکوست، آدمي در مسير کرامت  واخلاق خويش گام بردارد. در اين نوشتار تحليلي، ما بر آنيم که اخلاق و کرامت والاي انسان را از ديدگاه قرآن و روايات مورد بررسي قرار دهيم و ابعاد و جوانب آن را مورد ارزيابي قرار دهيم. هدف، نشان دادن اخلاق وکرامت انسان در پرتو قرآن و روايات است. روش اين مقاله تحليلي کتابخانه‌ای و با مراجعه به منابع معتبر و در هر قسمت با تجزيه و تحليل نويسنده ارائه شده است.

˜واژگان کليدي:کرامت، کرامت انساني، اخلاق، قرآن و روايات.


 

 

 لزوم توجه به موصوف عدالت در تعریف عدالت

مژگان محمدی[97]

«عدالت» صفت نیکویی است که موصوفهای متعددی به آن تعلق می­گیرند. این موصوفها به سه دسته­ی کلی شخص انسانی، وضع اجتماعی و جامعه قابل تقسیم هستند. هر یک از این موصوفها دارای شرایط و ویژگیهای خاصی هستند که بر اساس آنها نمی­توان  هر تعریفی از عدالت را برای آنها به کار برد. هدف از نگارش این مقاله تبیین این مدعاست که توجه به موصوف عدالت در تعریف عدالت امری ابتدایی و ضروری­ است و توجه نکردن به این موضوع عدالت را در مقام تبیین، نظریه پردازی و اجرا  با ابهامات زیادی مواجه خواهد کرد . برای این منظور نویسنده ابتدا  با یک تقسم بندی کلی به تشریح موصوفهای عدالت  می­پردازد و سپس با بیان برخی از مهم‌ترین تعریفهای عدالت سعی می­کند که با ذکر مثالهایی امکان تعلق یا عدم امکان تعلق هر تعریف را به موصوفهای مختلف بررسی ­کند..

˜واژگان کلیدی:عدالت ، موصوف ، تعریف، انسان، وضع اجتماعی، جامعه

 



1. استادیار دانشگاه زنجان  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[2]ـدانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی تهران، کلینیک ژنتیک تهران

[3]ـ پزشک و PhDتاریخ ادیان، انگلستان

[4]ـ کارشناس ارشد هنر، ایران

[5]ـ استادیار دانشکده علوم انسانی دانشگاه یزد  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[6]ـ کارشناس ارشد اخلاق  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[7]ـ کارشناس ارشد فقه وحقوق اسلامی  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

1. استادیار گروه فلسفه غرب دانشگاه اصفهان

2. دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه غرب دانشگاه اصفهان ((این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

1. دانشجوی کارشناسی ارشد رشته علوم حدیث گرایش اخلاق اسلامی

1. دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق دانشگاه زنجان

1. دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه زنجان

1. استادیار دانشگاه زنجان

1. عضو هیأت علمی گروه فلسفه دانشگاه زنجان

1.. عضو هيات علمي گروه فلسفه دانشگاه زنجان .

1. استادیار گروه فلسفه دانشگاه تبریز  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[17].عضو پژوهشکده علم، فلسفه و اخلاقمهندسي، دانشگاه صنعتي اميرکبيراین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[18]. مدرس گروه فلسفة علم، دانشگاه صنعتي شريف

[19]ـ دانشجوی دکتری فلسفه تطبیقی دانشگاه (BSU)  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[20]. عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[21]. کارشناس جغرافیای روستایی

[22]ـ دانشجوی کارشناسی ارشد علوم محیط زیست دانشگاه زنجان  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

1. استاديار گروه فلسفه دانشگاه تبريز   این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

2. دانش‌آموختة كارشناسي ارشد فلسفه دانشگاه تبريز  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

1..استادیار ترویج و توسعه روستایی: تفکر سیستمی در دانش و اطلاعات دانشگاه زنجان

[26]ـ استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان   این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[27]ـ استادیار گروه فلسفه، دانشگاه تبریز   این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[28]ـ دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه تطبیقی، دانشگاه تبریز این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

1. عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان

[30]ـ دانشجوی ارشد فلسفه اخلاق دانشگاه زنجان

1. استادیار دانشگاه زنجان

1. استادیار دانشگاه زنجان

[33]ـ كارشناس ارشد منطق دانشگاه علامه طباطبايي  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[34]ـ کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد اسلامی تبریزاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[35]ـ عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی سراب 

[36]ـ هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[37]. استادیار گروه فلسفه دانشگاه زنجان

[38]ـ عضو هیئت علمی گروه طراحی صنعتی دانشگاه هنر اسلامی تبریز این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[39]ـ استاد یار گروه زبان انگلیسی دانشگاه زنجان  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[40]ـدانشیار گروه فلسفه دانشگاه تبریز  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[42]ـ دانشجوی دوره دکتری تخصصی رشته برنامه ریزی درسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک

[43]ـعضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[44]ـ دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق، دانشگاه قم

[45]ـ کارشناس ارشد روانشناسی، دانشگاه زنجان

[46]ـ استادیار گروه روانشناسی دانشگاه زنجان

[47]- عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان   این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[48]- عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان   این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[49]ـ استادیار گروه روانشناسی دانشگاه زنجان

[50]ـ کارشناس ارشد روانشناسی، دانشگاه زنجان

[51]ـ استادیار گروه روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان

[52]ـ ناهید کریمی، دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی دانشگاه زنجان

[53]ـ استادیار گروه روانشناسی دانشگاه زنجان

[54]ـ دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی دانشگاه زنجان

[55]ـ دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی دانشگاه زنجان

[56]ـ استادیار گروه روانشناسی دانشگاه زنجان

[57]ـ کارشناس ارشد روانشناسی، دانشگاه زنجان

1.  استادیار گروه فلسفه دانشگاه زنجان[58]

[59]ـ پژوهشگر و کارشناس ارشد تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت(تعلیم و تربیت اسلامی)

[60]ـ کارشناس ارشد مدیریت فرهنگی

3. کارشناس ارشد برنامه ریزی آموزشی[61]

1.. استاد یار گروه فلسفه دانشگاه زنجان.

1.. عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی زنجان-گروه معارف اسلامی

[64]ـ کارشناس ارشد علوم تربیتی و عضو هیأت علمی شورای تحقیقات اداره کل آموزش و پرورش استان زنجان  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[65]ـ استادیار گروه روانشناسی دانشگاه زنجان

[66]ـ دانشیار دانشگاه شیراز    این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[67]- كارشناسي ارشد علوم تربيتي وعضو هيات علمي شوراي تحقيقات اداره كل آموزش و پرورش استان زنجان  Bigdeli این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[68]- استاديار گروه روان شناسي دانشگاه زنجان

[69]ـ دکترای جامعه شناسیاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید     

[70]ـ دانشجوی فوق لیسانس پژوهشگری اجتماعی

[71]ـ استاد یار گروه مدیریت و حسابداری دانشگاه زنجان

[72]ـ استادیار بخش مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان

 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[73]ـ دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان

[74]ـ استاديار دانشگاه زنجان، نشاني: زنجان، دانشگاه زنجان، دانشکده علوم انساني، گروه مديريت

 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[75]ـ دانشجوي کارشناسي ارشد رشته مديريت مالي دانشگاه تهران

[76]ـ استاديار دانشگاه زنجان، گروه مديريت این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[77]ـ دانشجوي کارشناسي ارشد رشته مديريت مالی

[78]ـ دانشجوي کارشناسي ارشد رشته مديريت مالی، دانشگاه الزهرا

[79]ـ کارشناس ارشد امور فرهنگی مرکز آموزش عالی شهید بابایی اراک

[80]ـکارشناس ارشد کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه  صنعتی اراک

[81]ـ کارشناس ارشد فلسفه تعلیم و تربیت و مدیر روابط عمومی دانشگاه اراک

[82]ـلیسانس حسابداری اداره دادگستری شهرستان اراک

1. دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشکده علوم حدیث  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

2. دانشیار گروه علوم قرآن  و حدیث دانشگاه تهران

1. دانشیار دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان

1.دانشجوی دکترا فلسفه علم وفناوری دانشگاه شریف

1. دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفۀ علم دانشگاه صنعتی شریف

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

2. مدرس گروه فلسفۀ علم دانشگاه صنعتی شریف

[89]ـ دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق، دانشگاه قم  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

1. دانشجوی دکتری فلسفه تطبیقی واحد علوم وتحقیقات تهران

1.استادیار دانشگاه اصفهان  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

1. استادیار دانشگاه زنجان

1- استادیار دانشگاه زنجاناین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید   

1.عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور مرکز محمودآباد، استان مازندران

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

1. دکترای داروسازی اسلامی خمین دانشگاه آزاد  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

1..دکترای فلسفه، مدرس دانشگاه گلستان این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[97]ـ عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی